narks on you
نارک کردن شما
narks about
نارک کردن درباره
narks to police
نارک کردن به پلیس
narks for attention
نارک کردن برای جلب توجه
narks in school
نارک کردن در مدرسه
narks on friends
نارک کردن دوستان
narks for rewards
نارک کردن برای پاداش
narks behind back
نارک کردن پشت سر
narks at work
نارک کردن در محل کار
narks for fun
نارک کردن برای تفریح
the narks in the neighborhood often report suspicious activities.
افراد مخبر در محله اغلب گزارش فعالیتهای مشکوک را میدهند.
he was known as a narks among his friends for always telling the truth.
او به دلیل همیشه راستگویی در بین دوستانش به عنوان یک مخبر شناخته میشد.
the police relied on narks to gather information about the gang.
پلیس برای جمعآوری اطلاعات در مورد باند، به مخبران متکی بود.
some people believe that narks should be protected by law.
برخی افراد معتقدند که مخبران باید از حمایت قانون برخوردار باشند.
she felt betrayed when she found out her friend was a narks.
وقتی فهمید دوستش مخبر است، احساس خیانت کرد.
narks often face backlash from the community for their actions.
مخبران اغلب به دلیل اقدامات خود با واکنش منفی از سوی جامعه مواجه میشوند.
in movies, narks are usually portrayed as untrustworthy characters.
در فیلمها، مخبران معمولاً به عنوان شخصیتهای غیرقابل اعتماد به تصویر کشیده میشوند.
he decided to become a narks to help bring criminals to justice.
او تصمیم گرفت مخبر شود تا به عدالت کمک کند.
narks can play a crucial role in solving crimes.
مخبران میتوانند نقش مهمی در حل جرایم ایفا کنند.
being a narks can be dangerous in certain neighborhoods.
بودن یک مخبر در برخی از محلهها میتواند خطرناک باشد.
narks on you
نارک کردن شما
narks about
نارک کردن درباره
narks to police
نارک کردن به پلیس
narks for attention
نارک کردن برای جلب توجه
narks in school
نارک کردن در مدرسه
narks on friends
نارک کردن دوستان
narks for rewards
نارک کردن برای پاداش
narks behind back
نارک کردن پشت سر
narks at work
نارک کردن در محل کار
narks for fun
نارک کردن برای تفریح
the narks in the neighborhood often report suspicious activities.
افراد مخبر در محله اغلب گزارش فعالیتهای مشکوک را میدهند.
he was known as a narks among his friends for always telling the truth.
او به دلیل همیشه راستگویی در بین دوستانش به عنوان یک مخبر شناخته میشد.
the police relied on narks to gather information about the gang.
پلیس برای جمعآوری اطلاعات در مورد باند، به مخبران متکی بود.
some people believe that narks should be protected by law.
برخی افراد معتقدند که مخبران باید از حمایت قانون برخوردار باشند.
she felt betrayed when she found out her friend was a narks.
وقتی فهمید دوستش مخبر است، احساس خیانت کرد.
narks often face backlash from the community for their actions.
مخبران اغلب به دلیل اقدامات خود با واکنش منفی از سوی جامعه مواجه میشوند.
in movies, narks are usually portrayed as untrustworthy characters.
در فیلمها، مخبران معمولاً به عنوان شخصیتهای غیرقابل اعتماد به تصویر کشیده میشوند.
he decided to become a narks to help bring criminals to justice.
او تصمیم گرفت مخبر شود تا به عدالت کمک کند.
narks can play a crucial role in solving crimes.
مخبران میتوانند نقش مهمی در حل جرایم ایفا کنند.
being a narks can be dangerous in certain neighborhoods.
بودن یک مخبر در برخی از محلهها میتواند خطرناک باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید