rat

[ایالات متحده]/ræt/
[بریتانیا]/ræt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک جوندۀ کوچک؛ یک شخص حقیر، خائن
vi. موش‌ها را گرفتن؛ خیانت کردن، اطلاع دادن.

عبارات و ترکیب‌ها

rat race

رقابت ناسالم

rat infestation

آفت نشدن موش

rat trap

تله موش

dirty rat

موش کثیف

smell a rat

شک داشتن

rat poison

سم موش

pack rat

کسی که وسایل زیادی جمع می‌کند

white rat

موش سفید

mole rat

سنجاب مول

mall rat

خریدار حرفه‌ای مراکز خرید

water rat

سنجاب آبی

rat on

موش روی

جملات نمونه

a rating of 500000 tons

امتیاز 500000 تنی

anaesthetize the rats

بی حس کردن موش‌ها

kangaroo rat (=rat kangaroo)

جفت‌گوش‌سوسمار (سمور کیسه‌ای)

there was some X-rated humour.

بعضی از شوخی های درجه X وجود داشت.

rats are highly adaptable to change.

موش ها به شدت با تغییرات سازگار می شوند.

the breeding of rats and mice for experiment.

پرورش موش‌ها و جیرجیرک‌ها برای آزمایش.

The going rates are high.

نرخ ها در حال حاضر بالاست.

speed cut with rat poison.

کاهش سرعت با سم موش.

A cat snaps a rat's paxwax.

گربه پکسواکس موش را گاز می گیرد.

rated the movie excellent.

فیلم را عالی ارزیابی کرد.

This fuse is rated at 50 amperes.

این فیوز دارای درجه‌بندی 50 آمپر است.

a third-rater; a first-rater.

یک درجه سه؛ یک درجه یک.

the power rating of a light fixture.

رتبه توان یک چراغ.

The rates have gone up.

نرخ ها افزایش یافته است.

They rated the new film.

آنها فیلم جدید را ارزیابی کردند.

It is a ship with a rating of 500, 000 tons.

این یک کشتی با امتیاز 500000 تنی است.

White rats tame easily.

موش های سفید به راحتی رام می شوند.

an X-rated novel; X-rated graffiti.

یک رمان درجه X؛ نقاشی دیواری درجه X.

the higher-rated team spots the lower-rated team the difference in their handicaps.

تیم با رتبه بالاتر متوجه می شود که تیم با رتبه پایین تر تفاوت در ناتوانی های آنها را متوجه می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید