natality

[ایالات متحده]/neɪˈtæl.ɪ.ti/
[بریتانیا]/neɪˈtæl.ɪ.ti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نسبت زاد و ولد در یک جمعیت مشخص؛ نرخ زاد و ولد یا تولید زاد و ولد

عبارات و ترکیب‌ها

high natality

نرخ بالای زاد و ولد

low natality

نرخ پایین زاد و ولد

natality rate

نرخ زاد و ولد

natality decline

کاهش زاد و ولد

natality trends

روندهای زاد و ولد

natality statistics

آمار زاد و ولد

natality factors

عوامل زاد و ولد

natality policies

سیاست‌های زاد و ولد

natality issues

مشکلات زاد و ولد

natality rates

نرخ‌های زاد و ولد

جملات نمونه

the natality rate in the country has been declining for years.

نرخ زایش در این کشور سال‌هاست که در حال کاهش است.

government policies can significantly affect natality rates.

سیاست‌های دولتی می‌توانند تأثیر قابل توجهی بر نرخ زایش داشته باشند.

researchers are studying the factors that influence natality.

محققان در حال بررسی عواملی هستند که بر زایش تأثیر می‌گذارند.

high natality rates can lead to population growth challenges.

نرخ بالای زایش می‌تواند منجر به چالش‌های رشد جمعیت شود.

increased access to healthcare can improve natality outcomes.

دسترسی بیشتر به مراقبت‌های بهداشتی می‌تواند نتایج زایش را بهبود بخشد.

some regions experience fluctuating natality trends.

برخی مناطق روند‌های متغیر زایش را تجربه می‌کنند.

education plays a key role in determining natality rates.

آموزش نقش مهمی در تعیین نرخ زایش دارد.

the government is implementing measures to boost natality.

دولت اقداماتی را برای افزایش زایش در حال اجرا است.

socioeconomic factors greatly influence natality in urban areas.

عوامل اقتصادی و اجتماعی تأثیر زیادی بر زایش در مناطق شهری دارند.

understanding natality patterns can help in planning resources.

درک الگوهای زایش می‌تواند به برنامه‌ریزی منابع کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید