nation

[ایالات متحده]/ˈneɪʃn/
[بریتانیا]/ˈneɪʃn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کشور
قومیت
شهروند

عبارات و ترکیب‌ها

sovereign nation

کشور مستقل

developed nation

کشور توسعه‌یافته

nationwide

در سراسر کشور

nationhood

ملت‌گرایی

chinese nation

ملت چین

host nation

کشور میزبان

developing nation

کشور در حال توسعه

nation state

کشور-مملکت

nation of islam

ملت اسلام

rainbow nation

ملت رنگین‌کمان

most favored nation

کشور مورد علاقه

جملات نمونه

a nation of political eunuchs.

یک ملت متشکل از حاشیه نشینان سیاسی

a nation vibrant with enthusiasm

یک ملت سرشار از شور و نشاط

the nation's industrial base.

پایگاه صنعتی کشور

The whole nation is jubilant.

کل کشور در شادی است.

the nation's sphere of influence;

حوزه نفوذ کشور;

the wealthy nations of the world.

کشورهای ثروتمند جهان.

It is a young nation, still -cing.

این یک کشور جوان است، هنوز در حال -cing.

the emergent nations of Africa

کشورهای نوظهور آفریقا

A new nation was born with the revolution.

یک کشور جدید با انقلاب متولد شد.

a nation in its youth.

کشوری در اوایل جوانی خود

the new nations of Africa

کشورهای جدید آفریقا

the new nation's expansion westward.

گسترش غرب کشور جدید

one of the great nations of the West.

یکی از کشورهای بزرگ غرب.

a nation geared for war.

کشوری که برای جنگ آماده است.

ruled the nation with an iron hand.

کشور را با دست آهنین اداره کرد.

met with the leadership of the nation's top unions.

با رهبران برجسته‌ترین اتحادیه‌های ملی دیدار کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید