the nearest route to town.
نزدیکترین مسیر به شهر.
his nearest rival in the javelin.
نزدیکترین رقیب او در پرتاب وزنه.
navigate a ship to the nearest port
یک کشتی را به نزدیکترین بندر هدایت کنید.
My uncle is my nearest relative.
عموی من نزدیکترین خویشاوند من است.
he plopped himself down on the nearest chair.
او خودش را روی نزدیکترین صندلی انداخت.
she plumped herself down in the nearest seat.
او خودش را روی نزدیکترین صندلی انداخت.
Leith reached for the nearest folder.
لیث به نزدیکترین پوشه رسید.
we'll round the weight up to the nearest kilo.
ما وزن را به نزدیکترین کیلوگرم گرد میکنیم.
In case of fire, leave the building by the nearest exit.
در صورت آتشسوزی، ساختمان را از نزدیکترین خروج ترک کنید.
In case of fire, walk quickly to the nearest door.
در صورت آتشسوزی، به سرعت به نزدیکترین در بروید.
Can you tell me the nearest way to the station?
آیا میتوانید به من بگویید نزدیکترین راه به ایستگاه چیست؟
This is the nearest approximation of cost that they can give us.
این نزدیکترین تخمین هزینه است که آنها میتوانند به ما بدهند.
The farthest way about is the nearest way home.
طولانیترین مسیر، نزدیکترین راه خانه است.
The Kissing Camels formation is the nearest hogback on the right.
تشکیل Kissing Camels نزدیکترین hogback در سمت راست است.
In blackjack, the thing is to get nearest to 21 without going over.
در بازی blackjack، هدف این است که تا حد امکان به عدد 21 نزدیک شوید بدون اینکه از آن بیشتر شود.
Have you really explored your nearest town?
آیا واقعاً شهر نزدیک خود را کاوش کرده اید؟
The farm is isolated; the nearest house is 30 kilometers away.
مزرعه جدا شده است؛ نزدیکترین خانه 30 کیلومتر آنجاست.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید