neb

[ایالات متحده]/nɛb/
[بریتانیا]/nɛb/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. منقار یا بینی یک پرنده
abbr. پهنای باند معادل نویز
Word Forms
جمعnebs

عبارات و ترکیب‌ها

nebula formation

تشکیل سحابی

nebular hypothesis

فرضیه سحابی

nebula explosion

انفجار سحابی

nebula cloud

ابر سحابی

nebula light

نور سحابی

nebula dust

غبار سحابی

nebula observation

مشاهده سحابی

nebula study

مطالعه سحابی

nebula colors

رنگ‌های سحابی

nebula gas

گاز سحابی

جملات نمونه

he decided to neb the project for a better outcome.

او تصمیم گرفت پروژه را برای دستیابی به نتیجه بهتر، بهبود بخشد.

she was asked to neb the presentation to make it more engaging.

از او خواسته شد ارائه را برای جذاب‌تر شدن، بهبود بخشد.

can you neb the design to fit the client's needs?

آیا می‌توانید طرح را متناسب با نیازهای مشتری، بهبود بخشید؟

the team worked hard to neb their strategy before the meeting.

تیم سخت تلاش کرد تا استراتژی خود را قبل از جلسه، بهبود بخشد.

it's important to neb your approach based on feedback.

مهم است که رویکرد خود را بر اساس بازخورد، بهبود بخشید.

they plan to neb the schedule for better efficiency.

آنها قصد دارند برنامه را برای افزایش بهره‌وری، بهبود بخشند.

he often needs to neb his writing style to suit different audiences.

او اغلب نیاز دارد سبک نوشتاری خود را متناسب با مخاطبان مختلف، بهبود بخشد.

to succeed, you must neb your goals as circumstances change.

برای موفقیت، شما باید اهداف خود را با تغییر شرایط، بهبود بخشید.

we should neb our marketing strategy to attract more customers.

ما باید استراتژی بازاریابی خود را برای جذب مشتریان بیشتر، بهبود بخشیم.

she decided to neb her career path after gaining new insights.

او تصمیم گرفت مسیر شغلی خود را پس از کسب بینش‌های جدید، بهبود بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید