beak

[ایالات متحده]/biːk/
[بریتانیا]/biːk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوک پرنده؛ افسر اجرای قانون محلی؛ معلم مرد.

عبارات و ترکیب‌ها

sharp beak

منقار تیز

bird's beak

منقار پرنده

curved beak

منقار منحنی

colorful beak

منقار رنگارنگ

long beak

منقار بلند

جملات نمونه

psittacine beak and feather disease.

بیماری منقار و پر نوک‌خرازی

she can't wait to stick her beak in.

او نمی‌تواند صبر کند تا منقار خود را داخل آن فرو کند.

She drank from a plastic beaker.

او از یک بشر پلاستیکی نوشید.

a glass beaker containing copper sulphate solution

یک بشر شیشه‌ای حاوی محلول سولفات مس

The results also suggested beaked whales (Ziphiidae) and bowhead whale (Balaena mysticetus) had a relatively closer affinity.

نتایج همچنین نشان دادند که دندان‌داران (Ziphiidae) و نهنگ سر باله (Balaena mysticetus) نسبت به هم نسبت به سایرین وابستگی بیشتری دارند.

usually brightly colored zygodactyl tropical birds with short hooked beaks and the ability to mimic sounds.

معمولاً پرندگان گرمسیری زایگووداکتیل با رنگ‌های روشن با منقار کوتاه و خمیده و توانایی تقلید صدا.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید