necessities

[ایالات متحده]/nəˈsɛsɪtiz/
[بریتانیا]/nəˈsɛsɪtiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اقلام یا نیازهای ضروری

عبارات و ترکیب‌ها

basic necessities

نیازهای اساسی

daily necessities

ضروريات روزانه

necessary necessities

نیازهای ضروری

essential necessities

نیازهای حیاتی

personal necessities

نیازهای شخصی

emergency necessities

نیازهای اضطراری

travel necessities

نیازهای سفر

household necessities

نیازهای منزل

health necessities

نیازهای بهداشتی

survival necessities

نیازهای بقا

جملات نمونه

in life, we must prioritize our necessities.

در زندگی، باید اولویت ما نیازهایمان باشد.

basic necessities include food, water, and shelter.

نیازهای اساسی شامل غذا، آب و سرپناه است.

during a crisis, people often struggle to obtain necessities.

در زمان بحران، مردم اغلب برای به دست آوردن نیازها تلاش می کنند.

she packed only the necessities for her trip.

او فقط وسایل ضروری را برای سفر خود به همراه داشت.

we should focus on the necessities rather than luxuries.

ما باید بر نیازها تمرکز کنیم تا تجملات.

in emergencies, access to necessities is crucial.

در شرایط اضطراری، دسترسی به نیازها بسیار مهم است.

he donated money to help provide necessities for the homeless.

او پول اهدا کرد تا به تهیه نیازهای افراد بی خانمان کمک کند.

understanding our necessities can help us budget better.

درک نیازهای ما می تواند به ما کمک کند تا بهتر بودجه بندی کنیم.

they organized a drive to collect necessities for refugees.

آنها یک کمپین برای جمع آوری وسایل ضروری برای آوارگان سازماندهی کردند.

after the storm, finding necessities became a challenge.

پس از طوفان، یافتن وسایل ضروری به یک چالش تبدیل شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید