needs

[ایالات متحده]/niːdz/
[بریتانیا]/niːdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. باید؛ لزوماً
n. الزامات؛ ضروریات
v. نیاز داشتن؛ کمبود داشتن

عبارات و ترکیب‌ها

basic needs

نیازهای اساسی

urgent needs

نیازهای فوری

human needs

نیازهای انسانی

financial needs

نیازهای مالی

emotional needs

نیازهای عاطفی

special needs

نیازهای ویژه

personal needs

نیازهای شخصی

health needs

نیازهای بهداشتی

community needs

نیازهای اجتماعی

educational needs

نیازهای آموزشی

جملات نمونه

she needs to finish her homework before dinner.

او باید تکالیفش را قبل از شام تمام کند.

this project needs more resources to succeed.

این پروژه برای موفقیت به منابع بیشتری نیاز دارد.

he needs to improve his communication skills.

او باید مهارت های ارتباطی خود را بهبود بخشد.

the car needs a full tank of gas for the trip.

خودرو برای سفر به یک باک بنزین پر نیاز دارد.

she needs a break after working so hard.

او بعد از کار کردن زیاد به استراحت نیاز دارد.

the team needs to collaborate more effectively.

تیم باید با اثربخشی بیشتری همکاری کند.

he needs to find a new job that suits him.

او باید یک شغل جدید پیدا کند که برایش مناسب باشد.

the recipe needs a pinch of salt for flavor.

دستور غذا برای طعم به مقدار کمی نمک نیاز دارد.

the child needs guidance to learn properly.

کودک برای یادگیری درست به راهنمایی نیاز دارد.

the company needs to adapt to market changes.

شرکت باید با تغییرات بازار سازگار شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید