negligenter

[ایالات متحده]/ˈneɡlɪdʒənt/
[بریتانیا]/ˈneɡlɪdʒənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. عدم توجه کافی در انجام چیزی، که غالباً ناشی از بی‌احتیاطی یا کمبود توجه است؛ عدم نشان دادن نگرانی یا تلاش کافی؛ غیررسمی یا آرام در رفتار یا نگرش

جملات نمونه

a negligent attitude

یک نگرش بی‌توجهی

be negligent in one's work

در کار خود سهل‌انگار بودن

to dress with negligent grace

با وقار بی‌خیال لباس پوشیدن

neglectful of their responsibilities.See Synonyms at negligent

بی‌توجه به مسئولیت‌های خود. برای مترادف‌ها به بی‌احتیاط مراجعه کنید

a slack worker.See Synonyms at negligent

یک کارمند بی‌حوصله. برای مترادف‌ها به بی‌احتیاط مراجعه کنید

I was negligent,I admit it.

من بی‌احتیاط بودم، اعتراف می‌کنم.

If the government is proved negligent, compensation will be payable.

اگر دولت بی‌احتیاطی خود را ثابت کند، غرامت پرداخت خواهد شد.

the council had been negligent in its supervision of the children in care.

شورای شهر در نظارت بر کودکان در مراکز نگهداری بی‌احتیاط بوده است.

an accident caused by a negligent driver;

یک تصادف ناشی از بی‌احتیاطی راننده;

The committee heard that he had been negligent in his duty.

کمیته متوجه شد که او در انجام وظیفه خود بی‌احتیاط بوده است.

Under Mobutu Sese Seko's negligent and plunderous rule, much of the Belgian-built road system was buried under rainforest or destroyed by heavy lorries and lack of maintenance.

تحت حکومت بی‌احتیاط و غارتگر موبوتو سس سِکو، بخش زیادی از سیستم جاده‌ای که توسط بلژیکی‌ها ساخته شده بود، در زیر جنگل دفن شد یا توسط کامیون‌های سنگین و فقدان نگهداری از بین رفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید