neighbour

[ایالات متحده]/'neɪbə/
[بریتانیا]/ˈnebɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که در نزدیکی یا کنار دیگری زندگی می‌کند، به‌ویژه در همان ساختمان یا منطقه؛ یک کشور نزدیک.
Word Forms
جمعneighbours
شکل سوم شخص مفردneighbours

جملات نمونه

love thy neighbour as thyself.

همسایه‌ات را همان‌طور که خودت را دوست داری، دوست داشته باش.

a couple at a neighbouring table.

یک زوج در یک میز مجاور.

They are the neighbours from hell.

آنها همسایه‌های جهنمی هستند.

Our neighbours are unfriendly to us.

همسایه‌های ما نسبت به ما غیر دوستانه هستند.

I babysit for my neighbour sometimes.

من گاهی اوقات برای همسایه‌ام بچه داری می‌کنم.

the neighbours thought him very odd.

همسایه‌ها او را بسیار عجیب و غریب می‌دانستند.

cooperation with neighbours is the key to successful smallholding.

همکاری با همسایگان کلید موفقیت در کشاورزی کوچک مقیاس است.

thou shalt love thy neighbour as thyself.

تو باید همسایه‌ات را همان‌طور که خودت را دوست داری، دوست داشته باشی.

All the neighbours heard a call for help.

همه همسایه‌ها صدای درخواست کمک را شنیدند.

They are neighbours, for better or for worse.

آنها همسایه‌اند، چه خوب و چه بد.

Our neighbours are friendly to us.

همسایه‌های ما با ما دوستانه هستند.

his garage wall backs on to the neighbouring property.

دیوار گاراژ او به ملک همسایه می رسد.

the priest bussed in from a neighbouring parish.

کشیش از یک پاروشه همسایه منتقل شدند.

the neighbours make it their business to know all about you.

همسایه‌ها آن را به وظیفه خود می‌دانند که همه چیز را درباره شما بدانند.

he was courting a girl from the neighbouring farm.

او در حال خواستگاری از دختری از مزرعه مجاور بود.

the square neighbours the old quarter of the town.

میدان در مجاورت محله قدیمی شهر قرار دارد.

people who work in the city actually reside in neighbouring towns.

افرادی که در شهر کار می کنند در واقع در شهرهای همسایه زندگی می کنند.

نمونه‌های واقعی

The contrast with its northern neighbour is instructive.

مقایسه آن با همسایه شمالی آن آموزنده است.

منبع: The Economist - Arts

I'll miss him. He has always been a good neighbour.

خیلی دلتنگش خواهم شد. او همیشه همسایه خوبی بوده است.

منبع: New Concept English: British English Version, Book 1 (Translation)

Canada is a neighbour of the U.S.

کانادا همسایه ایالات متحده است.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book One.

Got a few more neighbours to shock.

چند همسایه دیگر برای شوکه کردن وجود دارد.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 5

Got nice neighbours where you live in Shropshire?

آیا در جایی که در شropshire زندگی می کنید، همسایگان خوبی دارید؟

منبع: Not to be taken lightly.

Whaddaya say we get to know the neighbours?

چه می گویید، برویم و همسایه ها را بشناسیم؟

منبع: Lost Girl Season 3

Our planet was luckier than its future neighbour, Mars.

سیاره ما خوش شانس تر از همسایه آینده اش، مریخ بود.

منبع: Environment and Science

I soon met another neighbour of Sir Henry's.

من به زودی یکی دیگر از همسایه های سر هری را ملاقات کردم.

منبع: The Hound of the Baskervilles

The Greens are my neighbours. They're from the US.

گرین ها همسایه های من هستند. آنها اهل ایالات متحده هستند.

منبع: Shanghai Education Edition Oxford Primary English (Starting from Grade 3) Sixth Grade Upper Volume

And, finally, a photo of my other neighbour Damian Popodopolous.

و در نهایت، عکسی از همسایه دیگرم، دامیان پاپودوپولوس.

منبع: Mary and Max Original Soundtrack

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید