next-door

[ایالات متحده]/ˌnekstˈdɔːr/
[بریتانیا]/ˌnekstˈdɔːr/

ترجمه

adv. در یا به خانه یا آپارتمانی که بلافاصله مجاور است
adj. مجاور; در مجاورت قرار گرفته؛ بلافاصله کنار

عبارات و ترکیب‌ها

next-door neighbor

همسایه

next-door house

خانه مجاور

next-door shop

فروشگاه مجاور

next-door cafe

کافه مجاور

next-door office

دفتر مجاور

next-door restaurant

رستوران مجاور

next-door park

پارک مجاور

next-door garden

باغچه مجاور

next-door apartment

آپارتمان مجاور

next-door bookstore

کتابفروشی مجاور

جملات نمونه

my next-door neighbor is a lovely elderly woman who bakes delicious cookies.

همسایه‌ی من یک خانم مسن و مهربان است که کوکی‌های خوشمزه درست می‌کند.

we often borrow tools from our next-door neighbor.

ما اغلب ابزارها را از همسایه‌مان قرض می‌گیریم.

the kids next-door are always playing in the yard.

بچه‌های همسایه همیشه در حیاط بازی می‌کنند.

i heard a loud argument coming from the next-door apartment.

من یک بحث و جدل بلند از آپارتمان همسایه شنیدم.

our next-door neighbor’s dog keeps barking at night.

سگ همسایه‌ی ما شب‌ها مدام پارس می‌کند.

we’re having a barbecue with the next-door neighbors this weekend.

این آخر هفته باربکیو با همسایگان خواهیم داشت.

the house next-door is for sale.

خانه همسایه برای فروش است.

i helped my next-door neighbor carry groceries inside.

من به همسایه‌ام کمک کردم تا مواد غذایی را داخل بیاورد.

the next-door property has a beautiful garden.

ملک مجاور دارای یک باغ زیبا است.

we introduced ourselves to the new family next-door.

ما خودمان را به خانواده جدید همسایه معرفی کردیم.

the next-door cat often visits our yard.

گربه همسایه اغلب به حیاط ما سر می‌زند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید