nematode

[ایالات متحده]/'nemətəʊd/
[بریتانیا]/'nɛmətod/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. متعلق به گروه نماتودها
n. یک نماتود، نماتودها

جملات نمونه

Bait with 40000 nematodes per plant killed 68.53%of black cutworm on average.

طعمه با 40000 نمداتد در هر گیاه، به طور متوسط 68.53٪ کرم سیاه را از بین برد.

Abstract: Objective To evaluate whether the thermotaxis tracking model is suitable for assessing long-term memory (LTM) in the nematode Caenorhabditis elegans.

چکیده: هدف ارزیابی اینکه آیا مدل ردیابی ترموتاکسی برای ارزیابی حافظه بلندمدت (LTM) در کرم نمدایی Caenorhabditis elegans مناسب است یا خیر.

study the behavior of nematodes

مطالعه رفتار کرم‌های نمدایی

nematode eggs in the soil

تخم کرم‌های نمدایی در خاک

nematode damage to crops

آسیب کرم‌های نمدایی به محصولات کشاورزی

nematode resistance in plants

مقاومت کرم‌های نمدایی در گیاهان

nematode infection in animals

عفونت کرم‌های نمدایی در حیوانات

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید