neocon

[ایالات متحده]/ˈniːəʊkɒn/
[بریتانیا]/ˈniːoʊkɑːn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جدید محافظه‌کار; حامی نئومحافظه‌کاری
Word Forms
جمعneocons

عبارات و ترکیب‌ها

neocon agenda

برنامه неоکان

neocon ideology

ایدئولوژی неоکان

neocon policy

سیاست неоکان

neocon influence

تاثیر неоکان

neocon vision

چشم انداز неоکان

neocon strategy

استراتژی неоکان

neocon movement

جنبش неоکان

neocon thinker

متفکر неоکان

neocon rhetoric

بیان неоکان

neocon faction

گروه неоکان

جملات نمونه

the neocon agenda has influenced many foreign policies.

برنامه‌ی نئوکون‌سرویس‌ها بر سیاست‌های خارجی بسیاری تأثیر گذاشته است.

many critics argue that neocon strategies are outdated.

بسیاری از منتقدان استدلال می‌کنند که استراتژی‌های نئوکون منسوخ شده‌اند.

the rise of neoconservatism changed the political landscape.

ظهور نئوکون‌سرویس‌ها چشم‌انداز سیاسی را تغییر داد.

neocon thinkers often advocate for military intervention.

متفکران نئوکون اغلب مداخله نظامی را تبلیغ می‌کنند.

some believe that neocon policies lead to unnecessary conflicts.

برخی معتقدند که سیاست‌های نئوکون منجر به درگیری‌های غیرضروری می‌شود.

the neocon movement has its roots in the 1960s.

جنبش نئوکون ریشه در دهه ۱۹۶۰ دارد.

neocon leaders often emphasize american exceptionalism.

رهبران نئوکون اغلب بر استثنایی بودن آمریکا تأکید می‌کنند.

critics of neocon policies often call for diplomacy instead.

منتقدان سیاست‌های نئوکون اغلب به جای آن خواستار دیپلماسی می‌شوند.

neoconservative ideals can be seen in various political debates.

می‌توان ایده‌های نئوکون‌سرویس‌ها را در بحث‌های سیاسی مختلف مشاهده کرد.

many neocon supporters advocate for a strong military presence abroad.

بسیاری از حامیان نئوکون از حضور نظامی قوی در خارج از کشور حمایت می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید