neocons agenda
برنامه نئوکونها
neocons influence
تاثیرگذاری نئوکونها
neocons policies
خطمشیهای نئوکونها
neocons strategy
استراتژی نئوکونها
neocons ideology
ایدئولوژی نئوکونها
neocons movement
جنبش نئوکونها
neocons critics
منتقدان نئوکونها
neocons support
حمایت از نئوکونها
neocons vision
چشمانداز نئوکونها
neocons beliefs
باورهای نئوکونها
the neocons advocated for a strong military presence overseas.
نئوکونها از حضور نظامی قوی در خارج از کشور حمایت میکردند.
many neocons support interventionist foreign policies.
بسیاری از نئوکونها از سیاستهای خارجی مداخلهجویانه حمایت میکنند.
critics argue that neocons have too much influence in politics.
منتقدان استدلال میکنند که نئوکونها نفوذ زیادی در سیاست دارند.
the rise of neocons changed the landscape of american foreign policy.
ظهور نئوکونها چشمانداز سیاست خارجی آمریکا را تغییر داد.
neocons often emphasize democracy promotion abroad.
نئوکونها اغلب بر ترویج دموکراسی در خارج از کشور تأکید میکنند.
some believe that neocons prioritize military solutions over diplomacy.
برخی معتقدند که نئوکونها راه حلهای نظامی را بر دیپلماسی ترجیح میدهند.
the neocons were influential during the bush administration.
نئوکونها در دوران دولت بوش تأثیرگذار بودند.
neocons often clash with more traditional conservatives.
نئوکونها اغلب با محافظهکاران سنتیتر در تضاد هستند.
many neocons advocate for a proactive stance against terrorism.
بسیاری از نئوکونها از اتخاذ موضع فعالانه در برابر تروریسم حمایت میکنند.
the neocons' strategies have sparked significant debate.
استراتژیهای نئوکونها بحثهای مهمی را برانگیخته است.
neocons agenda
برنامه نئوکونها
neocons influence
تاثیرگذاری نئوکونها
neocons policies
خطمشیهای نئوکونها
neocons strategy
استراتژی نئوکونها
neocons ideology
ایدئولوژی نئوکونها
neocons movement
جنبش نئوکونها
neocons critics
منتقدان نئوکونها
neocons support
حمایت از نئوکونها
neocons vision
چشمانداز نئوکونها
neocons beliefs
باورهای نئوکونها
the neocons advocated for a strong military presence overseas.
نئوکونها از حضور نظامی قوی در خارج از کشور حمایت میکردند.
many neocons support interventionist foreign policies.
بسیاری از نئوکونها از سیاستهای خارجی مداخلهجویانه حمایت میکنند.
critics argue that neocons have too much influence in politics.
منتقدان استدلال میکنند که نئوکونها نفوذ زیادی در سیاست دارند.
the rise of neocons changed the landscape of american foreign policy.
ظهور نئوکونها چشمانداز سیاست خارجی آمریکا را تغییر داد.
neocons often emphasize democracy promotion abroad.
نئوکونها اغلب بر ترویج دموکراسی در خارج از کشور تأکید میکنند.
some believe that neocons prioritize military solutions over diplomacy.
برخی معتقدند که نئوکونها راه حلهای نظامی را بر دیپلماسی ترجیح میدهند.
the neocons were influential during the bush administration.
نئوکونها در دوران دولت بوش تأثیرگذار بودند.
neocons often clash with more traditional conservatives.
نئوکونها اغلب با محافظهکاران سنتیتر در تضاد هستند.
many neocons advocate for a proactive stance against terrorism.
بسیاری از نئوکونها از اتخاذ موضع فعالانه در برابر تروریسم حمایت میکنند.
the neocons' strategies have sparked significant debate.
استراتژیهای نئوکونها بحثهای مهمی را برانگیخته است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید