nervi

[ایالات متحده]/ˈnɜːvi/
[بریتانیا]/ˈnɜːrvi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عصب‌ها؛ صورت جمع نوروس (لاتین)، مربوط به سیستم عصبی در واژگان پزشکی
شکل‌های واژه
جمعnervis

جملات نمونه

the patient's nerves were severely damaged in the accident.

نerves بیمار در حادثه آسیب جدی دید.

she has the nerves to speak in front of thousands of people.

او دارای nerves است تا در جلوی هزاران نفر سخن بگوید.

the dentist gave him a nerve block before the procedure.

دندانپزشک قبل از رویه، او را با بلوک نوروفی مسدود کرد.

running gives me the nerves for the big meeting later.

دویدن به من nerves برای جلسه بزرگ بعدی می‌دهد.

he got on my nerves with his constant complaining.

او با شکایت‌های مداومش به nerves من می‌خورد.

the cold weather affects my nerves and makes my hands shake.

هوای سرد nerves من را تحت تأثیر قرار می‌دهد و دست‌هایم را لرزان می‌کند.

music helps calm her nerves before every performance.

موسیقی به او کمک می‌کند تا قبل از هر اجرایی nerves‌ش را آرام کند.

certain foods can irritate the nerves and cause headaches.

برخی غذاها می‌توانند nerves را تحریک کنند و موجب سردرد شوند.

the surgeon carefully avoided damaging the delicate nerves.

جراح با دقت از آسیب رساندن به nerves حساس جلوگیری کرد.

his nerves of steel helped him survive the crisis.

nerves فولادی او به او کمک کرد تا در بحران زنده بماند.

the medication numbs the nerves to reduce chronic pain.

دارو nerves را بی‌حس می‌کند تا درد مزمن را کاهش دهد.

her nerves were shot after working overtime for months.

nerves او پس از کار کردن اضافی در ماه‌ها شل شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید