neurocentric

[ایالات متحده]/njʊərəʊˈsentrɪk/
[بریتانیا]/nʊroʊˈsentrɪk/

ترجمه

adj. متمرکز بر یا با تمرکز بر اعصاب یا جنبه‌های عصبی (n or neural)

عبارات و ترکیب‌ها

neurocentric approach

رویکرد عصبی‌محور

neurocentric view

دیدگاه عصبی‌محور

being neurocentric

عصبی‌محور بودن

neurocentric model

مدل عصبی‌محور

neurocentric framework

چارچوب عصبی‌محور

neurocentric bias

تعصب عصبی‌محور

too neurocentric

زیاده‌روی در عصبی‌محوری

neurocentric perspective

دیدگاه عصبی‌محور

neurocentric assumption

فرضیه عصبی‌محور

neurocentric mindset

نگرش عصبی‌محور

جملات نمونه

the neurocentric approach in psychology has dominated research for decades.

رویکرد عصبی‌محور در روان‌شناسی دهه‌هاست که بر تحقیقات مسلط بوده است.

many scientists now criticize the neurocentric perspective for overlooking environmental factors.

بسیاری از دانشمندان اکنون از منظر عصبی‌محور به دلیل نادیده گرفتن عوامل محیطی انتقاد می‌کنند.

a neurocentric model of decision-making ignores social influences.

مدل عصبی‌محور تصمیم‌گیری، تأثیرات اجتماعی را نادیده می‌گیرد.

the neurocentric view has been challenged by emerging interdisciplinary research.

دیدگاه عصبی‌محور با تحقیقات بین‌رشته‌ای نوظهور به چالش کشیده شده است.

neurocentric research often focuses on brain activity at the expense of behavior.

تحقیقات عصبی‌محور اغلب بر فعالیت مغز به قیمت رفتار تمرکز می‌کنند.

the neurocentric framework in economics neglects cultural variables.

چارچوب عصبی‌محور در اقتصاد متغیرهای فرهنگی را نادیده می‌گیرد.

there is a growing neurocentric bias in medical education.

تعصب عصبی‌محور در آموزش پزشکی در حال افزایش است.

critics argue that the neurocentric theory oversimplifies human cognition.

منتقدان استدلال می‌کنند که نظریه عصبی‌محور شناخت انسان را بیش از حد ساده می‌کند.

the neurocentric methodology limits our understanding of consciousness.

روش‌شناسی عصبی‌محور محدودیت‌هایی در درک ما از آگاهی ایجاد می‌کند.

some scholars advocate for moving beyond the neurocentric paradigm.

برخی از محققان از فراتر رفتن از الگوی عصبی‌محور حمایت می‌کنند.

neurocentric explanations fail to account for embodied experiences.

توضیحات عصبی‌محور برای توضیح تجربیات تجسمی کافی نیستند.

the neurocentric assumption in ai development leads to problematic outcomes.

فرضیه عصبی‌محور در توسعه هوش مصنوعی منجر به نتایج مشکل‌ساز می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید