newsmen

[ایالات متحده]/ˈnjuːzmən/
[بریتانیا]/ˈnuːzmɛn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خبرنگاران; توزیع‌کنندگان روزنامه

عبارات و ترکیب‌ها

newsmen report

گزارشگران اخبار

newsmen interview

خبرنگاران مصاحبه می‌کنند

newsmen gather

خبرنگاران جمع‌آوری می‌کنند

newsmen cover

خبرنگاران پوشش می‌دهند

newsmen speak

خبرنگاران صحبت می‌کنند

newsmen ask

خبرنگاران می‌پرسند

newsmen publish

خبرنگاران منتشر می‌کنند

newsmen update

خبرنگاران به‌روزرسانی می‌کنند

newsmen analyze

خبرنگاران تجزیه و تحلیل می‌کنند

newsmen investigate

خبرنگاران تحقیق می‌کنند

جملات نمونه

newsmen gathered outside the courthouse.

گزارشگران اخبار در خارج از دادگاه جمع شدند.

the newsmen reported live from the scene.

گزارشگران اخبار به طور زنده از صحنه گزارش دادند.

many newsmen were present at the press conference.

بسیاری از گزارشگران اخبار در کنفرانس مطبوعاتی حضور داشتند.

newsmen often face challenges in their profession.

گزارشگران اخبار اغلب با چالش ها در شغل خود روبرو هستند.

some newsmen specialize in political reporting.

برخی از گزارشگران اخبار در گزارشگری سیاسی تخصص دارند.

newsmen are responsible for uncovering the truth.

گزارشگران اخبار مسئول کشف حقیقت هستند.

the newsmen asked tough questions during the interview.

گزارشگران اخبار در طول مصاحبهه سوالات دشواری پرسیدند.

many newsmen travel extensively for their stories.

بسیاری از گزارشگران اخبار برای داستان های خود به طور گسترده سفر می کنند.

newsmen play a vital role in democracy.

گزارشگران اخبار نقش حیوی در دموکراسی ایفا می کنند.

newsmen need to verify their sources carefully.

گزارشگران اخبار باید منابع خود را به دقت بررسی کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید