ngos work
Persian_translation
supporting ngos
Persian_translation
numerous ngos are working to alleviate poverty in developing countries.
سازمانهای غیردولتی متعددی برای کاهش فقر در کشورهای در حال توسعه تلاش میکنند.
the ngos partnered with the government to provide disaster relief.
این سازمانهای غیردولتی با دولت برای ارائه کمکهای اضطراری همکاری کردند.
international ngos often coordinate their efforts during humanitarian crises.
سازمانهای غیردولتی بینالمللی اغلب تلاشهای خود را در زمان بحرانهای انسانی هماهنگ میکنند.
local ngos understand the community needs better than anyone else.
سازمانهای غیردولتی محلی بهتر از هر کسی نیازهای جامعه را درک میکنند.
many ngos rely on volunteer support to achieve their goals.
بسیاری از سازمانهای غیردولتی برای دستیابی به اهداف خود به حمایت داوطلبان متکی هستند.
the ngos advocated for policy changes to protect the environment.
این سازمانهای غیردولتی برای محافظت از محیط زیست از تغییرات سیاستها حمایت کردند.
funding for ngos can be challenging to secure consistently.
تامین بودجه برای سازمانهای غیردولتی میتواند به طور مداوم چالشبرانگیز باشد.
several ngos focus on promoting human rights around the world.
چندین سازمان غیردولتی بر ترویج حقوق بشر در سراسر جهان تمرکز دارند.
ngos play a vital role in supporting vulnerable populations.
سازمانهای غیردولتی نقش مهمی در حمایت از جمعیتهای آسیبپذیر ایفا میکنند.
the ngos conducted research to inform their advocacy work.
این سازمانهای غیردولتی تحقیقاتی انجام دادند تا فعالیتهای حمایتی خود را آگاه کنند.
grassroots ngos often work directly with communities.
سازمانهای غیردولتی مردمی اغلب به طور مستقیم با جوامع کار میکنند.
ngos work
Persian_translation
supporting ngos
Persian_translation
numerous ngos are working to alleviate poverty in developing countries.
سازمانهای غیردولتی متعددی برای کاهش فقر در کشورهای در حال توسعه تلاش میکنند.
the ngos partnered with the government to provide disaster relief.
این سازمانهای غیردولتی با دولت برای ارائه کمکهای اضطراری همکاری کردند.
international ngos often coordinate their efforts during humanitarian crises.
سازمانهای غیردولتی بینالمللی اغلب تلاشهای خود را در زمان بحرانهای انسانی هماهنگ میکنند.
local ngos understand the community needs better than anyone else.
سازمانهای غیردولتی محلی بهتر از هر کسی نیازهای جامعه را درک میکنند.
many ngos rely on volunteer support to achieve their goals.
بسیاری از سازمانهای غیردولتی برای دستیابی به اهداف خود به حمایت داوطلبان متکی هستند.
the ngos advocated for policy changes to protect the environment.
این سازمانهای غیردولتی برای محافظت از محیط زیست از تغییرات سیاستها حمایت کردند.
funding for ngos can be challenging to secure consistently.
تامین بودجه برای سازمانهای غیردولتی میتواند به طور مداوم چالشبرانگیز باشد.
several ngos focus on promoting human rights around the world.
چندین سازمان غیردولتی بر ترویج حقوق بشر در سراسر جهان تمرکز دارند.
ngos play a vital role in supporting vulnerable populations.
سازمانهای غیردولتی نقش مهمی در حمایت از جمعیتهای آسیبپذیر ایفا میکنند.
the ngos conducted research to inform their advocacy work.
این سازمانهای غیردولتی تحقیقاتی انجام دادند تا فعالیتهای حمایتی خود را آگاه کنند.
grassroots ngos often work directly with communities.
سازمانهای غیردولتی مردمی اغلب به طور مستقیم با جوامع کار میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید