nigerian

[ایالات متحده]/nai'dʒiəriən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نیجریه‌ای
adj. مربوط به نیجریه; مربوط به مردم نیجریه.
Word Forms
جمعnigerians

عبارات و ترکیب‌ها

Nigerian culture

فرهنگ نیجریه

Nigerian cuisine

آشپزی نیجریه

جملات نمونه

Nigerian cuisine is known for its rich flavors and spices.

آشپزی نیجریه به خاطر طعم‌ها و ادویه‌های غنی خود شناخته شده است.

She bought a beautiful Nigerian dress at the market.

او یک لباس نیجریه‌ای زیبا از بازار خرید.

The Nigerian team won the football match.

تیم نیجریه در مسابقه فوتبال پیروز شد.

He is studying Nigerian history at university.

او تاریخ نیجریه را در دانشگاه مطالعه می‌کند.

Nigerian music is popular worldwide.

موسیقی نیجریه در سراسر جهان محبوب است.

The Nigerian government announced new policies to boost the economy.

دولت نیجریه سیاست‌های جدیدی را برای تقویت اقتصاد اعلام کرد.

She received a scholarship to study in a Nigerian university.

او بورسیه تحصیلی برای تحصیل در یک دانشگاه نیجریه‌ای دریافت کرد.

Nigerian literature is diverse and rich in storytelling.

ادبیات نیجریه متنوع و غنی در داستان‌سرایی است.

The Nigerian community in the city organized a cultural festival.

جامعه نیجریه‌ای در شهر یک جشنواره فرهنگی برگزار کرد.

He learned to cook traditional Nigerian dishes from his grandmother.

او یاد گرفت غذاهای سنتی نیجریه‌ای را از مادربزرگش بپزد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید