niggled at
آزار داد
niggled me
من را آزار داد
niggled away
آرام آرام آزار داد
niggled inside
درون آزار داد
niggled him
او را آزار داد
niggled about
در مورد آزار داد
niggled over
در مورد آزار داد
niggled my mind
ذهنم را آزار داد
something niggled at the back of my mind.
چیزی در پسزمینه ذهن من آزار میداد.
the unresolved issue niggled him all day.
مشکل حل نشده تمام روز او را آزار میداد.
it niggled him that he forgot her birthday.
این موضوع باعث آزار او شد که تولد او را فراموش کرده بود.
niggled at
آزار داد
niggled me
من را آزار داد
niggled away
آرام آرام آزار داد
niggled inside
درون آزار داد
niggled him
او را آزار داد
niggled about
در مورد آزار داد
niggled over
در مورد آزار داد
niggled my mind
ذهنم را آزار داد
something niggled at the back of my mind.
چیزی در پسزمینه ذهن من آزار میداد.
the unresolved issue niggled him all day.
مشکل حل نشده تمام روز او را آزار میداد.
it niggled him that he forgot her birthday.
این موضوع باعث آزار او شد که تولد او را فراموش کرده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید