nightstand

[ایالات متحده]/ˈnaɪt.stænd/
[بریتانیا]/ˈnaɪtˌstænd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک میز کوچک در کنار تخت

عبارات و ترکیب‌ها

bedside nightstand

میز کنار تخت

wooden nightstand

میز شب چوبی

nightstand drawer

کشوی میز کنار تخت

nightstand lamp

چراغ خواب

nightstand table

میز کنار تخت

nightstand storage

فضای نگهداری میز کنار تخت

nightstand decor

دکوراسیون میز کنار تخت

nightstand organization

سازماندهی میز کنار تخت

nightstand accessories

لوازم جانبی میز کنار تخت

nightstand placement

محل قرارگیری میز کنار تخت

جملات نمونه

i placed my book on the nightstand before going to bed.

من کتابم را روی میز کنار تخت گذاشتم قبل از خواب رفتن.

the lamp on the nightstand provides soft light for reading.

چراغ روی میز کنار تخت نور ملایمی برای مطالعه فراهم می‌کند.

she keeps her glasses on the nightstand for easy access.

او عینک خود را روی میز کنار تخت برای دسترسی آسان نگه می‌دارد.

his phone charger is always plugged into the nightstand.

شارژر تلفن او همیشه به میز کنار تخت وصل است.

the nightstand was cluttered with magazines and snacks.

میز کنار تخت مملو از مجله و تنقلات بود.

she decorated her nightstand with a small plant and a picture frame.

او میز کنار تخت خود را با یک گلدان کوچک و یک قاب عکس تزئین کرد.

he reached for the alarm clock on the nightstand.

او به ساعت زنگ دار روی میز کنار تخت رسید.

they bought a new nightstand to match their bedroom decor.

آنها یک میز کنار تخت جدید خریدند تا با دکوراسیون اتاق خوابشان مطابقت داشته باشد.

she often writes in her journal while sitting by the nightstand.

او اغلب در حالی که کنار میز کنار تخت می‌نشیند، در دفترچه خاطرات خود می‌نویسد.

the nightstand drawer holds all my important documents.

کشوی میز کنار تخت تمام اسناد مهم من را در خود جای داده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید