nigrified

[ایالات متحده]/ˈnɪɡrɪfaɪd/
[بریتانیا]/ˈnɪɡrəˌfaɪd/

ترجمه

vt. سیاه کردن یا سیاه شدن

عبارات و ترکیب‌ها

nigrified state

حالت سیاه شده

nigrified surface

سطح سیاه شده

nigrified material

مواد سیاه شده

nigrified texture

بافت سیاه شده

nigrified form

فرم سیاه شده

nigrified layer

لایه سیاه شده

nigrified sample

نمونه سیاه شده

nigrified image

تصویر سیاه شده

nigrified effect

اثر سیاه شده

nigrified aspect

جنبه سیاه شده

جملات نمونه

the painting was nigrified to create a darker atmosphere.

نقاشی برای ایجاد فضایی تاریک‌تر، سیاه شده بود.

his mood was nigrified by the news he received.

حالت او با خبری که دریافت کرد، سیاه شد.

the sky nigrified as the storm approached.

با نزدیک شدن طوفان، آسمان سیاه شد.

the room was nigrified to enhance the dramatic effect.

برای افزایش جلوه دراماتیک، اتاق سیاه شد.

her thoughts were nigrified by doubt and fear.

افکار او با شک و ترس، سیاه شدند.

the film's tone was nigrified to reflect the protagonist's struggles.

لحن فیلم برای نشان دادن تلاش‌های شخصیت اصلی، سیاه شد.

as the night fell, the landscape was nigrified.

با پایین آمدن شب، منظره سیاه شد.

they nigrified the walls to match the new decor.

آنها دیوارها را برای مطابقت با دکوراسیون جدید، سیاه کردند.

the story's ending was nigrified, leaving the audience unsettled.

پایان داستان سیاه بود و باعث ناراحتی مخاطب شد.

his reputation was nigrified by false accusations.

شهرت او با اتهامات نادرست، سیاه شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید