nitrated

[ایالات متحده]/ˈnaɪtreɪtɪd/
[بریتانیا]/ˈnaɪtreɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نیتراسیون شده
v. زمان گذشته و گذشته مشارکت نیتراسیون

عبارات و ترکیب‌ها

nitrated compounds

ترکیبات نیتره

nitrated cellulose

سلولز نیتره شده

nitrated hydrocarbons

هیدروکربن های نیتره شده

nitrated glycerin

گلیسرین نیتره شده

nitrated rubber

لاستیک نیتره شده

nitrated products

محصولات نیتره

nitrated fuels

سوخت های نیتره شده

nitrated paper

کاغذ نیتره شده

nitrated solvents

حلال های نیتره شده

nitrated materials

مواد نیتره شده

جملات نمونه

the compound was nitrated to improve its reactivity.

ترکیب برای بهبود واکنش‌پذیری آن نیتره شد.

nitrated cellulose is used in the production of explosives.

سلولز نیتره در تولید مواد منفجره استفاده می‌شود.

they nitrated the benzene to create a new derivative.

آنها بنزن را برای ایجاد یک مشتق جدید نیتره کردند.

the nitrated product showed enhanced properties.

محصول نیتره شده خواص بهبود یافته نشان داد.

in the lab, we nitrated the organic compound carefully.

در آزمایشگاه، ما به دقت ترکیب آلی را نیتره کردیم.

nitrated fuels can improve engine performance.

سوخت‌های نیتره می‌توانند عملکرد موتور را بهبود بخشند.

the nitrated polymer has unique electrical properties.

پلیمر نیتره دارای خواص الکتریکی منحصر به فرد است.

researchers are studying nitrated compounds for their potential uses.

محققان در حال بررسی ترکیبات نیتره شده برای کاربردهای بالقوه آنها هستند.

we need to analyze the nitrated samples thoroughly.

ما باید نمونه‌های نیتره شده را به طور کامل تجزیه و تحلیل کنیم.

nitrated products can be hazardous if not handled properly.

محصولات نیتره شده می‌توانند خطرناک باشند اگر به درستی با آنها برخورد نشود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید