non-surfing

[ایالات متحده]/[nɒn ˈsɜːfɪŋ]/
[بریتانیا]/[nɒn ˈsɜːrfɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیر مرتبط با موج‌سواری؛ موج‌سواری‌باز نباشنده
n. شخصی که موج‌سواری نمی‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

non-surfing areas

مناطق ممنوع از موج‌سواری

non-surfing policy

سیاست ممنوعیت موج‌سواری

non-surfing zone

منطقه ممنوع از موج‌سواری

non-surfing beach

ساحل ممنوع از موج‌سواری

being non-surfing

غیرمجاز بودن موج‌سواری

non-surfing time

زمان ممنوعیت موج‌سواری

non-surfing activity

فعالیت ممنوع از موج‌سواری

non-surfing allowed

موج‌سواری مجاز نیست

non-surfing rule

قانون ممنوعیت موج‌سواری

was non-surfing

موج‌سواری ممنوع بود

جملات نمونه

we spent the afternoon exploring the tide pools, a non-surfing activity.

ما بعد از ظهر را صرف کاوش در حوضچه‌های جزر و مدی کردیم، یک فعالیت غیر موج‌سواری.

for a non-surfing family, the beach offers plenty of other entertainment options.

برای یک خانواده غیر موج‌سوار، ساحل سرگرمی‌های دیگر فراوانی ارائه می‌دهد.

even non-surfing visitors can enjoy the beautiful sunset over the ocean.

حتی بازدیدکنندگان غیر موج‌سوار نیز می‌توانند از غروب زیبای خورشید بر فراز اقیانوس لذت ببرند.

the resort caters to both surfing and non-surfing guests with various activities.

این استراحتگاه به موج‌سواران و مهمانان غیر موج‌سوار با فعالیت‌های مختلف خدمات ارائه می‌دهد.

many people prefer non-surfing beach activities like building sandcastles.

بسیاری از مردم فعالیت‌های ساحلی غیر موج‌سواری مانند ساختن قلعه‌های شنی را ترجیح می‌دهند.

she opted for a relaxing non-surfing day instead of braving the waves.

او به جای غرق شدن در امواج، یک روز آرامش‌بخش غیر موج‌سواری را انتخاب کرد.

the area is popular with non-surfing families and couples seeking a peaceful getaway.

این منطقه در میان خانواده‌ها و زوج‌های غیر موج‌سوار که به دنبال یک فرار آرام هستند، محبوب است.

he enjoys photography and birdwatching, both non-surfing hobbies.

او از عکاسی و پرنده‌نگری لذت می‌برد، هر دو سرگرمی غیر موج‌سواری.

the beach provides ample space for non-surfing games and picnics.

ساحل فضای فراوانی برای بازی‌ها و پیک‌نیک‌های غیر موج‌سواری فراهم می‌کند.

a non-surfing vacation can be just as enjoyable as one with surfing.

یک تعطیلات غیر موج‌سواری می‌تواند به اندازه یک تعطیلات با موج‌سواری لذت‌بخش باشد.

we packed towels and sunscreen for our non-surfing beach day.

ما حوله‌ها و ضد آفتاب را برای روز ساحلی غیر موج‌سواری خود بسته‌بندی کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید