nonchromosomal

[ایالات متحده]/nɒn.krəʊˈməʊ.səl/
[بریتانیا]/nɑːn.kroʊˈmoʊ.səl/

ترجمه

adj. صفات را از طریق کروموزوم‌ها به ارث نمی‌برد

عبارات و ترکیب‌ها

nonchromosomal dna

دی‌ان‌ای غیرکروموزومی

nonchromosomal inheritance

وراثت غیرکروموزومی

nonchromosomal elements

عناصر غیرکروموزومی

nonchromosomal genes

ژن‌های غیرکروموزومی

nonchromosomal factors

عوامل غیرکروموزومی

nonchromosomal material

مواد غیرکروموزومی

nonchromosomal rna

آر‌ان‌ای غیرکروموزومی

nonchromosomal structures

ساختارهای غیرکروموزومی

nonchromosomal regions

ناحیه‌های غیرکروموزومی

nonchromosomal traits

ویژگی‌های غیرکروموزومی

جملات نمونه

nonchromosomal inheritance can lead to unique traits.

الوراثتی غیرکروموزومی می‌تواند منجر به صفات منحصر به فرد شود.

researchers are studying nonchromosomal factors in genetics.

محققان در حال بررسی عوامل غیرکروموزومی در ژنتیک هستند.

nonchromosomal elements play a crucial role in cell function.

عناصر غیرکروموزومی نقش حیاتی را در عملکرد سلول ایفا می‌کنند.

many diseases are influenced by nonchromosomal mechanisms.

بسیاری از بیماری‌ها تحت تأثیر مکانیسم‌های غیرکروموزومی قرار دارند.

nonchromosomal rna can regulate gene expression.

آر ان ای غیرکروموزومی می‌تواند بیان ژن را تنظیم کند.

understanding nonchromosomal variations is essential for biology.

درک تغییرات غیرکروموزومی برای زیست‌شناسی ضروری است.

nonchromosomal dna is found in mitochondria.

دی ان ای غیرکروموزومی در میتوکندری یافت می‌شود.

nonchromosomal inheritance patterns can be complex.

الگوهای ارث‌بری غیرکروموزومی می‌توانند پیچیده باشند.

scientists are exploring nonchromosomal methods of gene therapy.

دانشمندان روش‌های غیرکروموزومی ژن‌درمانی را بررسی می‌کنند.

nonchromosomal traits can be passed down through generations.

ویژگی‌های غیرکروموزومی می‌توانند از طریق نسل‌ها منتقل شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید