nondevelopment

[ایالات متحده]/nɒn.dɪˈvɛl.əp.mənt/
[بریتانیا]/nɑːn.dɪˈvɛl.əp.mənt/

ترجمه

n. وضعیت عدم توسعه

عبارات و ترکیب‌ها

nondevelopment area

منطقه غیرتوسعه یافته

nondevelopment policy

سیاست عدم توسعه

nondevelopment project

پروژه غیرتوسعه یافته

nondevelopment status

وضعیت عدم توسعه

nondevelopment phase

فاز عدم توسعه

nondevelopment strategy

استراتژی عدم توسعه

nondevelopment zone

منطقه غیرتوسعه یافته

nondevelopment funding

تامین مالی عدم توسعه

nondevelopment research

تحقیقات عدم توسعه

nondevelopment trend

روند عدم توسعه

جملات نمونه

the report highlighted the issue of nondevelopment in rural areas.

گزارش، مسئله عدم توسعه در مناطق روستایی را برجسته کرد.

nondevelopment can lead to increased poverty and inequality.

عدم توسعه می تواند منجر به افزایش فقر و نابرابری شود.

many organizations focus on combating nondevelopment in third-world countries.

سازمان های زیادی بر مقابله با عدم توسعه در کشورهای جهان سوم تمرکز دارند.

nondevelopment poses a significant challenge to global progress.

عدم توسعه یک چالش مهم برای پیشرفت جهانی است.

the government is implementing policies to address nondevelopment.

دولت در حال اجرای سیاست هایی برای رفع مشکل عدم توسعه است.

education is key to overcoming nondevelopment in communities.

آموزش کلید غلبه بر عدم توسعه در جوامع است.

nondevelopment often results in a lack of infrastructure.

عدم توسعه اغلب منجر به فقدان زیرساخت می شود.

we must find solutions to the problem of nondevelopment.

ما باید راه حلی برای مشکل عدم توسعه پیدا کنیم.

nondevelopment affects millions of people worldwide.

عدم توسعه بر میلیون ها نفر در سراسر جهان تأثیر می گذارد.

addressing nondevelopment requires international cooperation.

رسیدگی به عدم توسعه نیاز به همکاری بین المللی دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید