nondriver

[ایالات متحده]/ˈnɒnˌdraɪ.vər/
[بریتانیا]/ˈnɑːnˌdraɪ.vɚ/

ترجمه

n. کسی که وسیله نقلیه نمی‌رانَد
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

nondriver license

گواهندگی رانندگی غیر راننده

nondriver identification

شناسنامه غیر راننده

nondriver status

وضعیت غیر راننده

nondriver access

دسترسی غیر راننده

nondriver policy

سیاست غیر راننده

nondriver vehicle

وسیله نقلیه غیر راننده

nondriver insurance

بیمه غیر راننده

nondriver permit

مجوز غیر راننده

nondriver rights

حقوق غیر راننده

nondriver restrictions

محدودیت های غیر راننده

جملات نمونه

many nondrivers rely on public transportation.

بسیاری از افراد غیرراننده به حمل و نقل عمومی متکی هستند.

nondrivers often face challenges in commuting.

افراد غیرراننده اغلب با چالش‌هایی در رفت و آمد روبرو هستند.

it's important to support nondriver accessibility in cities.

حمایت از دسترسی غیررانندگان در شهرها مهم است.

nondriver options include biking and walking.

گزینه‌های غیرراننده شامل دوچرخه‌سواری و پیاده‌روی است.

some companies offer discounts for nondriver services.

برخی از شرکت‌ها تخفیف برای خدمات غیرراننده ارائه می‌دهند.

nondrivers can benefit from carpooling arrangements.

افراد غیرراننده می‌توانند از برنامه‌های همسفر شدن بهره‌مند شوند.

public policies should consider the needs of nondrivers.

سیاست‌های عمومی باید نیازهای غیررانندگان را در نظر بگیرند.

nondriver statistics reveal trends in transportation usage.

آمار غیررانندگان روندهای استفاده از حمل و نقل را نشان می‌دهد.

being a nondriver can lead to a more sustainable lifestyle.

غیرراننده بودن می‌تواند منجر به یک سبک زندگی پایدارتر شود.

nondriver advocacy groups work for better travel options.

گروه‌های حمایت از غیررانندگان برای گزینه‌های سفر بهتر تلاش می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید