nonevents

[ایالات متحده]/ˈnʌnɪvɛnts/
[بریتانیا]/ˈnʌnɪvɛnts/

ترجمه

n. رویدادهایی که به طور گسترده‌ای تبلیغ می‌شوند اما در واقع اتفاق نمی‌افتند؛ مسائل یا رویدادهای بی‌اهمیت

عبارات و ترکیب‌ها

nonevents occur

هیچ رویددی رخ نمی‌دهد

nonevents analysis

تجزیه و تحلیل عدم وقوع رویداد

nonevents reporting

گزارش عدم وقوع رویداد

nonevents tracking

ردیابی عدم وقوع رویداد

nonevents management

مدیریت عدم وقوع رویداد

nonevents data

اطلاعات عدم وقوع رویداد

nonevents strategy

استراتژی عدم وقوع رویداد

nonevents metrics

معیارهای عدم وقوع رویداد

nonevents impact

تاثیر عدم وقوع رویداد

nonevents evaluation

ارزیابی عدم وقوع رویداد

جملات نمونه

despite the nonevents, we managed to enjoy our day.

با وجود نداشتن اتفاقات خاص، ما موفق شدیم از روز خود لذت ببریم.

nonevents can sometimes lead to unexpected discoveries.

بی‌رویدادها گاهی اوقات می‌توانند منجر به کشف‌های غیرمنتظره شوند.

she found beauty in the nonevents of daily life.

او زیبایی را در بی‌رویدادهای زندگی روزمره یافت.

his diary was filled with nonevents and mundane details.

دفتر خاطرات او پر از بی‌رویدادها و جزئیات پیش پا افتاده بود.

sometimes, nonevents are more significant than they seem.

گاهی اوقات، بی‌رویدادها مهم‌تر از آن چیزی هستند که به نظر می‌رسند.

the meeting was filled with nonevents that wasted our time.

جلسه پر از بی‌رویدادهایی بود که وقت ما را تلف کرد.

in a world of nonevents, we create our own excitement.

در دنیایی از بی‌رویدادها، ما هیجان خود را ایجاد می‌کنیم.

nonevents often lead to moments of reflection.

بی‌رویدادها اغلب منجر به لحظاتی از تفکر می‌شوند.

he learned to appreciate the beauty of nonevents.

او یاد گرفت که زیبایی بی‌رویدادها را ارزیابی کند.

in a series of nonevents, she found her true self.

در مجموعه‌ای از بی‌رویدادها، او خود واقعی خود را یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید