nonmarketable

[ایالات متحده]/nɒnˈmɑːkɪtəbl/
[بریتانیا]/nɑnˈmɑrkɪtəbl/

ترجمه

adj. قابل فروش یا معامله در بازار نیست

عبارات و ترکیب‌ها

nonmarketable assets

دارایی‌های غیرقابل فروش

nonmarketable securities

اوراق بهادار غیرقابل فروش

nonmarketable investment

سرمایه‌گذاری غیرقابل فروش

nonmarketable goods

کالا‌های غیرقابل فروش

nonmarketable rights

حقوق غیرقابل فروش

nonmarketable property

املاک غیرقابل فروش

nonmarketable shares

سهام غیرقابل فروش

nonmarketable interests

منافع غیرقابل فروش

nonmarketable loans

وام‌های غیرقابل فروش

nonmarketable features

ویژگی‌های غیرقابل فروش

جملات نمونه

the company has many nonmarketable assets that limit its growth potential.

شرکت دارای دارایی‌های غیرقابل فروش بسیاری است که پتانسیل رشد آن را محدود می‌کند.

investors often avoid nonmarketable securities due to their illiquid nature.

سرمایه‌گذاران اغلب به دلیل ماهیت غیرنقدشونده، اوراق بهادار غیرقابل فروش را اجتناب می‌کنند.

nonmarketable products can still be valuable to niche markets.

محصولات غیرقابل فروش همچنان می‌توانند برای بازارهای خاص ارزشمند باشند.

the startup focused on developing nonmarketable technologies for future applications.

شرکت نوپا بر توسعه فناوری‌های غیرقابل فروش برای کاربردهای آینده تمرکز کرد.

many nonmarketable investments require a long-term commitment from investors.

بسیاری از سرمایه‌گذاری‌های غیرقابل فروش به تعهد بلندمدت از سوی سرمایه‌گذاران نیاز دارند.

understanding nonmarketable assets is crucial for effective portfolio management.

درک دارایی‌های غیرقابل فروش برای مدیریت مؤثر سبد سرمایه‌گذاری بسیار مهم است.

nonmarketable shares can complicate the valuation of a company.

سهام غیرقابل فروش می‌تواند ارزیابی یک شرکت را پیچیده کند.

the firm is evaluating its nonmarketable assets for potential write-offs.

شرکت در حال ارزیابی دارایی‌های غیرقابل فروش خود برای احتمالاً حذف آنها است.

nonmarketable investments can provide unique opportunities for diversification.

سرمایه‌گذاری‌های غیرقابل فروش می‌توانند فرصت‌های منحصربه‌فردی برای تنوع بخشیدن ایجاد کنند.

she decided to invest in nonmarketable real estate for its long-term benefits.

او تصمیم گرفت برای بهره‌مندی از مزایای بلندمدت در املاک غیرقابل فروش سرمایه‌گذاری کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید