unsaleable

[ایالات متحده]/'ʌn'seiləbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیر قابل فروش، بدون ارزش بازار.

جملات نمونه

China moved swiftly to outlaw pyramid selling,after large number of would—be millionaires found themselves stuck with unsaleable goods on their hands,

چین به سرعت اقدام به ممنوعیت طرح‌های هرمی کرد، پس از اینکه تعداد زیادی از افرادی که می‌خواستند میلیونر شوند، متوجه شدند که کالاهای غیرقابل فروش در دست دارند.

نمونه‌های واقعی

He will write a story otherwise not only excellent but saleable, and put in one or two lines and a tinge throughout the tale, to make it unsaleable.

او داستانی خواهد نوشت که در غیر این صورت نه تنها عالی بلکه قابل فروش است، و یک یا دو خط و کمی طعم در سراسر داستان قرار می دهد تا آن را غیر قابل فروش کند.

منبع: The Early Sessions

Even Eleseus was not reduced to misery because the stream of gold was flowing elsewhere; the worst of it was that in his first exaltation he had bought great stocks of goods that were now unsaleable.

حتی الیزوس به بدبختی کاهش نیافت زیرا جریان طلا به جای دیگری می رفت؛ بدترین قسمت این بود که در اولین اوج خود، او مقادیر زیادی کالا خریداری کرده بود که اکنون غیر قابل فروش بودند.

منبع: The Growth of the Earth (Part 2)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید