nookies

[ایالات متحده]/ˈnʊkiz/
[بریتانیا]/ˈnʊkiz/

ترجمه

n. جفت‌گیری؛ ماده در حین مقاربت
adj. دارای زوایای زیاد

عبارات و ترکیب‌ها

nookies and milk

کیک و شیر

nookies for kids

کیک برای کودکان

chocolate nookies

کیک شکلاتی

nookies recipe

دستور تهیه کیک

soft nookies

کیک نرم

nookies treat

یک خوراکی کیکی

nookies dough

خمیر کیک

nookies party

جشن کیک

nookies time

زمان کیک

nookies fun

سرگرمی کیک

جملات نمونه

i love making nookies with my friends on weekends.

من عاشق درست کردن بیسکویت با دوستانم آخر هفته ها هستم.

she always brings nookies to the party.

او همیشه بیسکویت را به مهمانی می آورد.

we enjoyed some warm nookies after dinner.

ما از خوردن بیسکویت های گرم بعد از شام لذت بردیم.

my grandmother's nookies are the best in town.

بیسکویت های مادربزرگم بهترین بیسکویت های شهر هستند.

he baked a batch of nookies for the bake sale.

او یک دسته بیسکویت برای فروش شیرینی پخت.

they were excited to try the new nookies recipe.

آنها برای امتحان کردن دستورالعمل جدید بیسکویت هیجان داشتند.

we shared nookies while watching a movie.

ما در حالی که فیلم تماشا می کردیم بیسکویت با هم تقسیم کردیم.

she decorated the nookies with colorful icing.

او بیسکویت ها را با رویه رنگارنگ تزئین کرد.

everyone loved the chocolate chip nookies.

همه عاشق بیسکویت های چیپ شکلاتی شدند.

he surprised her with homemade nookies on her birthday.

او با بیسکویت های خانگی او را در روز تولدش غافلگیر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید