snacks

[ایالات متحده]/snæks/
[بریتانیا]/snæks/

ترجمه

n. قسمت‌های کوچک غذا که بین وعده‌ها خورده می‌شوند
v. فست فود بخور؛ بحث کن (فرم سوم شخص مفرد فعل snack)

عبارات و ترکیب‌ها

grab snacks

گرفتن میان وعده

late-night snacks

میان وعده های شبانه

healthy snacks

میان وعده های سالم

bring snacks

با خودت میان وعده بیاور

snacking time

زمان خوردن میان وعده

enjoy snacks

لذت بردن از میان وعده

snack attack

حمله تنقلات

kids' snacks

میان وعده کودکان

more snacks

میان وعده های بیشتر

snack bar

بار تنقلات

جملات نمونه

we bought some delicious snacks at the convenience store.

ما مقداری میان وعده خوشمزه از فروشگاه راحت خریدیم.

the kids enjoyed sharing their favorite snacks with each other.

بچه ها از به اشتراک گذاشتن میان وعده های مورد علاقه خود با یکدیگر لذت بردند.

i'm craving salty snacks like potato chips and pretzels.

من هوس میان وعده های شور مانند چیپس سیب زمینی و پرتقالی دارم.

she packed healthy snacks for her afternoon hike.

او میان وعده های سالم برای پیاده روی بعد از ظهر خود بسته بود.

movie night isn't complete without popcorn and other snacks.

شب تماشای فیلم بدون پاپ کورن و میان وعده های دیگر کامل نمی شود.

he always keeps a bag of trail mix snacks in his backpack.

او همیشه یک کیسه میان وعده مخلوط مسیر را در کوله پشتی خود نگه می دارد.

the vending machine offered a variety of sweet snacks.

دستگاه خود سرویس انواع میان وعده های شیرین را ارائه می داد.

let's grab some snacks before we head to the park.

قبل از رفتن به پارک، میان وعده بگیریم.

they set up a snack bar at the school carnival.

آنها یک غرفه میان وعده در کارنوال مدرسه راه اندازی کردند.

i'm trying to cut back on sugary snacks.

من سعی می کنم مصرف میان وعده های شیرین را کاهش دهم.

the aroma of freshly baked snacks filled the air.

بوی خوشمزه میان وعده های تازه پخته شده هوا را پر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید