nosewheel

[ایالات متحده]/ˈnəʊzwiːl/
[بریتانیا]/ˈnoʊzwiːl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چرخ جلو یک هواپیما; چرخ فرود دماغه یک هواپیما
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

nosewheel steering

فرمان چرخک بینی

nosewheel assembly

مونتاژ چرخک بینی

nosewheel tire

لاستیک چرخک بینی

nosewheel strut

استرات چرخک بینی

nosewheel check

بررسی چرخک بینی

nosewheel position

موقعیت چرخک بینی

nosewheel lock

قفل چرخک بینی

nosewheel failure

خرابی چرخک بینی

nosewheel repair

تعمیر چرخک بینی

nosewheel alignment

تراز چرخک بینی

جملات نمونه

the nosewheel is crucial for landing safely.

چرخ فرودوی هواپیما برای فرود ایمن بسیار حیاتی است.

the aircraft's nosewheel must be checked before takeoff.

چرخ فرود هواپیما باید قبل از برخاستن بررسی شود.

the nosewheel assembly was damaged during the taxi.

مونتاژ چرخ فرود در هنگام حرکت روی زمین آسیب دید.

the pilot reported a malfunction in the nosewheel system.

خلبان از نقص سیستم چرخ فرود گزارش داد.

the nosewheel needs to be replaced after the flight.

چرخ فرود باید پس از پرواز تعویض شود.

the maintenance crew inspected the nosewheel thoroughly.

تیم تعمیر و نگهداری چرخ فرود را به طور کامل بررسی کرد.

a smooth nosewheel operation is essential for stability.

عملکرد روان چرخ فرود برای حفظ تعادل ضروری است.

the nosewheel strut absorbs the impact during landing.

استراتژ چرخ فرود ضربه را در هنگام فرود جذب می کند.

he noticed the nosewheel was out of alignment.

او متوجه شد که چرخ فرود از تراز خارج شده است.

the nosewheel tire pressure must be monitored regularly.

فشار باد لاستیک چرخ فرود باید به طور منظم بررسی شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید