tailwheel

[ایالات متحده]/[ˈteɪlwɪːl]/
[بریتانیا]/[ˈteɪlwɪːl]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چرخ یا مجموعه‌ای از چرخ‌های کوچک در پشت یک هواپیما که برای پایداری در زمان فرود و پرتاب استفاده می‌شود؛ یک هواپیما با این ساختار.

عبارات و ترکیب‌ها

tailwheel aircraft

هواپیمای دم‌چرخ

tailwheel landing

هبوط دم‌چرخ

tailwheel design

طراحی دم‌چرخ

tailwheel failure

نیروی دم‌چرخ

tailwheel steering

کنترل دم‌چرخ

tailwheel equipped

تجهیز دم‌چرخ

tailwheel drag

کشش دم‌چرخ

tailwheel swing

نوسان دم‌چرخ

tailwheel lock

قفل دم‌چرخ

tailwheel down

پایین‌بردن دم‌چرخ

جملات نمونه

the vintage aircraft had a classic tailwheel configuration.

هواپیمای کلاسیک دارای یک سیستم چرخ دم کلاسیک بود.

pilots need to be skilled in tailwheel landings.

پیлот‌ها باید در فرود کردن با چرخ دم مهارت داشته باشند.

the tailwheel aircraft offered a unique flying experience.

هواپیمای چرخ دم تجربه پرواز منحصر به فردی ارائه می‌داد.

he carefully lowered the tailwheel onto the runway.

او با دقت چرخ دم را روی پیاده‌روی پایین آورد.

maintaining directional control with a tailwheel aircraft can be challenging.

حفظ کنترل جهت در هواپیمای چرخ دم می‌تواند چالش‌برانگیز باشد.

the tailwheel design provides stability in certain conditions.

طراحی چرخ دم در شرایط خاصی پایداری ایجاد می‌کند.

a damaged tailwheel can ground the aircraft.

یک چرخ دم آسیب دیده می‌تواند هواپیما را از پرواز بازدارد.

the pilot demonstrated a smooth tailwheel takeoff.

پیлот یک فرود کردن چرخ دم لื่ن را نشان داد.

tailwheel airplanes require a higher level of pilot skill.

هواپیماهای چرخ دم نیاز به سطح بالاتری از مهارت پیлот دارند.

he inspected the tailwheel assembly before the flight.

او قبل از پرواز مجموعه چرخ دم را بررسی کرد.

the tailwheel's position is crucial for stability.

موقعیت چرخ دم برای پایداری حیاتی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید