nostalgizes

[ایالات متحده]/nɒˈstæl.dʒaɪz/
[بریتانیا]/nɑːˈstæl.dʒaɪz/

ترجمه

vi. به نوستالژی دامن زدن

عبارات و ترکیب‌ها

nostalgizes about

در مورد نوستالژی می‌کند

nostalgizes for

برای نوستالژی می‌کند

nostalgizes over

روی نوستالژی می‌کند

nostalgizes on

در مورد نوستالژی می‌کند

nostalgizes past

نوستالژی برای گذشته

nostalgizes memories

نوستالژی برای خاطرات

nostalgizes moments

نوستالژی برای لحظات

nostalgizes days

نوستالژی برای روزها

nostalgizes youth

نوستالژی برای جوانی

nostalgizes experiences

نوستالژی برای تجربیات

جملات نمونه

she nostalgizes about her childhood summers spent by the lake.

او در مورد تابستان‌های کودکی خود که کنار دریاچه سپری کرده، نوستالژیک است.

he nostalgizes over old photographs from high school.

او در مورد عکس‌های قدیمی دبیرستان خود نوستالژیک است.

she often nostalgizes about the days when life was simpler.

او اغلب در مورد روزهایی که زندگی ساده‌تر بود، نوستالژیک است.

he nostalgizes about the family vacations they used to take.

او در مورد تعطیلات خانوادگی که زمانی انجام می‌دادند، نوستالژیک است.

as she browses through old letters, she nostalgizes about past friendships.

همانطور که او نامه‌های قدیمی را مرور می‌کند، در مورد دوستی‌های گذشته نوستالژیک است.

he nostalgizes about the films that shaped his love for cinema.

او در مورد فیلم‌هایی که عشق او به سینما را شکل دادند، نوستالژیک است.

in his journal, he nostalgizes about the adventures of his youth.

در دفترچه یادداشتش، او در مورد ماجراهای جوانی‌اش نوستالژیک است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید