nudists

[ایالات متحده]/ˈnjuːdɪsts/
[بریتانیا]/ˈnuːdɪsts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به عمل برهنگی
n. افرادی که برهنگی را تمرین می‌کنند

عبارات و ترکیب‌ها

nudists beach

ساحل برهنه

nudists camp

کمپ برهنه

nudists society

جامعه برهنه

nudists events

رویدادهای برهنه

nudists lifestyle

سبک زندگی برهنه

nudists rights

حقوق برهنگان

nudists resort

استراحتگاه برهنه

nudists community

جامعه برهنگان

nudists gatherings

همایش‌های برهنگان

nudists culture

فرهنگ برهنگان

جملات نمونه

nudists often gather at beaches during the summer.

افراد برهنه اغلب در طول تابستان در سواحل جمع می شوند.

many nudists advocate for body positivity.

بسیاری از افراد برهنه از مثبت اندیشی در مورد بدن حمایت می کنند.

nudists enjoy the freedom of being in nature.

افراد برهنه از آزادی بودن در طبیعت لذت می برند.

some resorts cater specifically to nudists.

برخی از استراحتگاه ها به طور خاص برای افراد برهنه خدمات ارائه می دهند.

nudists believe that clothing can be restrictive.

افراد برهنه معتقدند که لباس می تواند محدود کننده باشد.

there are various clubs for nudists around the world.

در سراسر جهان، باشگاه های مختلفی برای افراد برهنه وجود دارد.

nudists often participate in social events together.

افراد برهنه اغلب با هم در رویدادهای اجتماعی شرکت می کنند.

respect and consent are important among nudists.

احترام و رضایت در بین افراد برهنه مهم است.

nudists often emphasize the importance of comfort.

افراد برهنه اغلب بر اهمیت راحتی تاکید می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید