sunbathing

[ایالات متحده]/[ˈsʌnˌbæθɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈsʌnˌbæθɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل آفتاب گرفتن؛ دوره‌ای که آفتاب گرفتن طول می‌کشد.
v. در آفتاب آفتاب گرفتن؛ به دلیل لذت در آفتاب دراز کشیدن.

عبارات و ترکیب‌ها

sunbathing alone

آفتاب گرفتن تنها

enjoying sunbathing

لذت بردن از آفتاب گرفتن

sunbathing spot

محل آفتاب گرفتن

sunbathing weather

آب و هوای مناسب برای آفتاب گرفتن

sunbathing later

بعداً آفتاب گرفتن

sunbathed briefly

به طور خلاصه آفتاب گرفته ام

sunbathing area

منطقه آفتاب گرفتن

sunbathing time

زمان آفتاب گرفتن

sunbathing suit

لباس آفتاب گرفتن

sunbathing safely

آفتاب گرفتن با ایمنی

جملات نمونه

she enjoys sunbathing on the beach during the summer months.

او از آفتاب گرفتن در ساحل در طول ماه‌های تابستان لذت می‌برد.

after a long winter, i was eager for some sunbathing.

پس از یک زمستان طولانی، من مشتاق آفتاب گرفتن بودم.

we spent the afternoon sunbathing by the pool.

ما بعد از ظهر را در کنار استخر آفتاب می‌گرفتیم.

he loves sunbathing and getting a tan.

او عاشق آفتاب گرفتن و گرفتن برنزه است.

the lizards were sunbathing on the warm rocks.

لاک‌پشت‌ها روی سنگ‌های گرم آفتاب می‌گرفتند.

sunbathing is a great way to relax and unwind.

آفتاب گرفتن راهی عالی برای آرامش و ریلکس کردن است.

be sure to wear sunscreen while sunbathing.

مطمئن شوید در هنگام آفتاب گرفتن از کرم ضد آفتاب استفاده کنید.

the couple were sunbathing on a comfortable towel.

آنها روی یک حوله راحت آفتاب می‌گرفتند.

she started the day with a leisurely sunbathing session.

او روز را با یک جلسه آفتاب گرفتن آرام شروع کرد.

the warm sun made it perfect for sunbathing.

آفتاب گرم آن را برای آفتاب گرفتن عالی کرد.

even a little sunbathing can boost your mood.

حتی کمی آفتاب گرفتن می‌تواند حال شما را بهتر کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید