nukes

[ایالات متحده]/njuːks/
[بریتانیا]/nuːks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سلاح‌های هسته‌ای; نیروگاه‌های هسته‌ای; جمع nuke
v. حمله کردن با سلاح‌های هسته‌ای; به طور قاطع شکست دادن

عبارات و ترکیب‌ها

nukes launch

اجرای راکت‌ها

nukes threat

تهدید هسته‌ای

nukes deal

توافق هسته‌ای

nukes program

برنامه هسته‌ای

nukes policy

سیاست هسته‌ای

nukes test

آزمایش هسته‌ای

nukes stockpile

ذخیره سلاح هسته‌ای

nukes summit

نشست هسته‌ای

nukes ban

تعلیق سلاح هسته‌ای

nukes security

امنیت هسته‌ای

جملات نمونه

the country decided to reduce its stockpile of nukes.

کشور تصمیم گرفت ذخیره خود از سلاح‌های هسته‌ای را کاهش دهد.

many nations are concerned about the proliferation of nukes.

بسیاری از کشورها در مورد گسترش سلاح‌های هسته‌ای نگران هستند.

disarmament talks often focus on limiting nukes.

گفتگوهای خلع سلاح اغلب بر محدود کردن سلاح‌های هسته‌ای تمرکز دارند.

some scientists argue that nukes should be banned entirely.

برخی از دانشمندان استدلال می‌کنند که سلاح‌های هسته‌ای باید به طور کامل ممنوع شوند.

the threat of nukes has changed global politics.

تهدید سلاح‌های هسته‌ای، سیاست جهانی را تغییر داده است.

he is an expert on the effects of nukes.

او یک متخصص در مورد اثرات سلاح‌های هسته‌ای است.

the debate over nukes is often highly polarized.

بحث در مورد سلاح‌های هسته‌ای اغلب بسیار قطبی است.

international treaties aim to control the use of nukes.

معاهدات بین‌المللی هدف خود را کنترل استفاده از سلاح‌های هسته‌ای قرار داده‌اند.

some countries feel threatened by their neighbors' nukes.

برخی از کشورها از سلاح‌های هسته‌ای کشورهای همسایه خود احساس تهدید می‌کنند.

the cold war was marked by an arms race involving nukes.

جنگ سرد با یک مسابقه تسلیحاتی شامل سلاح‌های هسته‌ای مشخص شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید