nurseling

[ایالات متحده]/ˈnɜːs.lɪŋ/
[بریتانیا]/ˈnɜr.sə.lɪŋ/

ترجمه

n.(=nursling) نوزاد یا کودک جوانی که توسط یک دایه بزرگ شده است؛ یک فرزند خوانده
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

nurseling care

مراقبت از نوزاد

nurseling feeding

تغذیه نوزاد

nurseling growth

رشد نوزاد

nurseling sleep

خواب نوزاد

nurseling health

سلامتی نوزاد

nurseling development

توسعه نوزاد

nurseling safety

ایمنی نوزاد

nurseling play

بازی نوزاد

nurseling needs

نیازهای نوزاد

nurseling activities

فعالیت‌های نوزاد

جملات نمونه

the nurseling needs constant care and attention.

نارس نیاز به مراقبت و توجه مداوم دارد.

she lovingly cradled the nurseling in her arms.

او با عشق نارس را در آغوش گرفت.

every nurseling deserves a nurturing environment.

هر نارس شایسته محیطی پرورشی است.

the nurseling's laughter filled the room with joy.

خنده نارس اتاق را با شادی پر کرد.

the caregiver monitored the nurseling's health closely.

مراقبت کننده به دقت وضعیت سلامتی نارس را زیر نظر داشت.

feeding the nurseling requires patience and skill.

تغذیه نارس نیاز به صبر و مهارت دارد.

the nurseling's first steps were a moment of celebration.

قدم های اول نارس لحظه ای از جشن بود.

it is important to bond with the nurseling early on.

ارتباط با نارس در اوایل بسیار مهم است.

the nurseling's needs change as they grow.

نیازهای نارس با رشد آنها تغییر می کند.

many parents worry about the nurseling's development.

بسیاری از والدین نگران رشد نارس هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید