nurser

[ایالات متحده]/ˈnɜːsə/
[بریتانیا]/ˈnɜrser/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک ظرف برای تغذیه نوزادان؛ شخصی که از دیگران مراقبت می‌کند یا به آنها رسیدگی می‌کند، به‌ویژه نوزادان
Word Forms
جمعnursers

عبارات و ترکیب‌ها

nurser school

مدرسه پرستاری

nurser assistant

دستیار پرستاری

nurser care

مراقبت‌های پرستاری

nurser training

آموزش پرستاری

nurser home

خانه پرستاری

nurser job

مشغل پرستاری

nurser program

برنامه پرستاری

nurser role

نقش پرستاری

nurser services

خدمات پرستاری

nurser agency

آژانس پرستاری

جملات نمونه

the nurser takes care of young plants.

پرورش‌گر از گیاهان جوان مراقبت می‌کند.

she works as a nurser in a botanical garden.

او به عنوان یک پرورش‌گر در یک باغ گیاه‌شناسی کار می‌کند.

the nurser is responsible for watering the seedlings.

پرورش‌گر مسئولیت آبیاری نهال‌ها را دارد.

he learned the skills of a nurser from his grandfather.

او مهارت‌های یک پرورش‌گر را از پدربزرگش آموخت.

being a nurser requires patience and dedication.

پرورش‌گر بودن نیاز به صبر و تعهد دارد.

the nurser uses special tools for planting.

پرورش‌گر از ابزارهای خاص برای کاشت استفاده می‌کند.

she enjoys her job as a nurser very much.

او از کارش به عنوان یک پرورش‌گر بسیار لذت می‌برد.

the nurser monitors the growth of the plants daily.

پرورش‌گر به طور روزانه رشد گیاهان را بررسی می‌کند.

many people rely on the nurser for healthy plants.

بسیاری از مردم برای داشتن گیاهان سالم به پرورش‌گر اعتماد دارند.

the nurser teaches others about plant care.

پرورش‌گر به دیگران در مورد مراقبت از گیاهان آموزش می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید