nutlets

[ایالات متحده]/ˈnʌt.lət/
[بریتانیا]/ˈnʌt.lɪt/

ترجمه

n. یک آجیل یا دانه کوچک

عبارات و ترکیب‌ها

nutlet size

اندازه ناتلت

nutlet growth

رشد ناتلت

nutlet development

توسعه ناتلت

nutlet quality

کیفیت ناتلت

nutlet harvest

برداشت ناتلت

nutlet production

تولید ناتلت

nutlet variety

نوع ناتلت

nutlet analysis

تجزیه و تحلیل ناتلت

nutlet characteristics

ویژگی‌های ناتلت

nutlet species

گونه‌های ناتلت

جملات نمونه

the nutlet fell from the tree.

غوغولي از درخت افتاد.

she collected nutlets for her research.

او غوغولي‌ها را برای تحقیقات خود جمع‌آوری کرد.

the nutlet is a vital part of the plant's reproduction.

غوغولي بخش مهمی از تولید مثل گیاه است.

he planted nutlets in the garden.

او غوغولي‌ها را در باغ کاشت.

nutlets can be found in various species.

غوغولي‌ها را می‌توان در گونه‌های مختلف یافت.

she observed how the nutlet developed into a seed.

او مشاهده کرد که چگونه غوغولي به دانه تبدیل می‌شود.

the nutlet's texture is quite unique.

بافت غوغولي بسیار خاص است.

they discussed the nutritional value of nutlets.

آنها در مورد ارزش غذایی غوغولي‌ها بحث کردند.

nutlets play an important role in the ecosystem.

غوغولي‌ها نقش مهمی در اکوسیستم ایفا می‌کنند.

she used nutlets in her cooking for added flavor.

او از غوغولي‌ها در آشپزی خود برای افزودن طعم استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید