nutted

[ایالات متحده]/ˈnʌtɪd/
[بریتانیا]/ˈnʌtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گردآوری شده آجیل؛ به سر ضربه زده شده
adj. ثابت شده با آجیل؛ دارای آجیل اعمال شده

عبارات و ترکیب‌ها

nutted out

حل و فصل کردیم

nutted up

بالا رفتن

nutted in

داخل کردن

nutted away

دور کردن

nutted down

پایین آوردن

nutted off

خاموش کردن

nutted together

یکجا کردن

nutted around

چکاندن

جملات نمونه

he nutted during the game, celebrating his victory.

او در حین بازی، در حال جشن گرفتن پیروزی‌اش، از خود داد.

she was so excited that she nutted with joy.

او آنقدر هیجان‌زده بود که از خوشی از خود داد.

after scoring the goal, he nutted in celebration.

بعد از به ثمر رساندن گل، او در حال جشن گرفتن از خود داد.

they nutted when they heard the good news.

وقتی خبرهای خوب را شنیدند، از خود دادند.

the crowd nutted as the team won the championship.

با برد تیم، جمعیت از خود دادند.

she couldn't help but nutted at the funny joke.

او نتوانست جلوی خود را بگیرد و از شوخی خنده‌دار از خود داد.

he nutted with excitement when he saw his favorite band.

وقتی گروه مورد علاقه اش را دید، از هیجان از خود داد.

they all nutted at the surprise party.

آنها همه در مهمانی غافلگیری از خود دادند.

after winning the lottery, she nutted in disbelief.

بعد از برنده شدن در لاتاری، او با ناباوری از خود داد.

he nutted when he saw the final score.

وقتی نتیجه نهایی را دید، از خود داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید