oasy

[ایالات متحده]/ɔːzi/
[بریتانیا]/ɔːzi/

ترجمه

n. سیلندر خالی؛ ظرف شیشه‌ای
شکل‌های واژه
جمعoasys

جملات نمونه

making the process oasy to follow was our main goal.

هدف اصلی ما این بود که فرآیند را به راحتی پیگیری کنید.

the app is designed to be oasy to use for everyone.

این اپلیکیشن طراحی شده است تا برای همه کاربرد راحتی داشته باشد.

we found an oasy solution to the complex problem.

ما یک راه‌حل راحت برای مسئله پیچیده پیدا کردیم.

her oasy manner made customers feel comfortable.

رویکرد راحت او باعث شد که مشتریان راحتی حس کنند.

the instructions are written in oasy-to-understand language.

دستورالعمل‌ها به زبانی نوشته شده‌اند که راحت درک شوند.

living an oasy lifestyle has become popular nowadays.

زندگی با راحتی امروزه محبوب شده است.

their customer service is known for being oasy to reach.

خدمت مشتری آن‌ها به خاطر راحتی دستیابی شدن معروف است.

it should be oasy for beginners to learn this skill.

برای مبتدیان باید این مهارت راحت یاد گرفته شود.

he has an oasy way of explaining difficult concepts.

او روشی راحت برای توضیح مفاهیم دشوار دارد.

the login process is oasy and takes only seconds.

فرآیند ورود راحت است و فقط چند ثانیه طول می‌کشد.

they offer oasy payment options for customers.

آن‌ها گزینه‌های پرداخت راحت برای مشتریان ارائه می‌دهند.

finding good resources online has become oasy nowadays.

پیدا کردن منابع خوب آنلاین امروزه راحت شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید