obduracies

[ایالات متحده]/ˌɒbdjʊəˈrəsɪz/
[بریتانیا]/ˌɑːbduːˈræsiz/

ترجمه

n. لجاجت؛ بی‌رحمی؛ سرسختی

عبارات و ترکیب‌ها

obduracies of life

سخت‌جوشي‌های زندگی

obduracies in nature

سخت‌جوشي‌ها در طبیعت

obduracies of thought

سخت‌جوشي‌های فکر

social obduracies

سخت‌جوشي‌های اجتماعی

personal obduracies

سخت‌جوشي‌های شخصی

obduracies in behavior

سخت‌جوشي‌ها در رفتار

cultural obduracies

سخت‌جوشي‌های فرهنگی

obduracies of tradition

سخت‌جوشي‌های سنت

obduracies of opinion

سخت‌جوشي‌های نظر

obduracies in politics

سخت‌جوشي‌ها در سیاست

جملات نمونه

his obduracies made it difficult to reach a compromise.

اصرار او رسیدن به سازش را دشوار کرد.

despite her obduracies, he remained patient and understanding.

با وجود اصرارهای او، او صبور و درک کننده باقی ماند.

the obduracies of the committee delayed the project's approval.

اصرار کمیته باعث تاخیر در تایید پروژه شد.

his obduracies often led to conflicts with his colleagues.

اصرار او اغلب منجر به درگیری با همکارانش می شد.

she confronted his obduracies with logical arguments.

او با استدلال های منطقی با اصرارهای او روبرو شد.

the obduracies of the past should not dictate our future.

اصرارهای گذشته نباید آینده ما را تعیین کند.

overcoming obduracies requires open-mindedness and flexibility.

غلبه بر اصرارها نیازمند ذهن باز و انعطاف پذیری است.

his obduracies were evident in every discussion.

اصرار او در هر بحثی آشکار بود.

they recognized their obduracies and sought to change.

آنها اصرارهای خود را تشخیص دادند و به دنبال تغییر بودند.

obduracies can hinder personal growth and relationships.

اصرارها می توانند رشد شخصی و روابط را مختل کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید