objectors

[ایالات متحده]/əbˈdʒɛktəz/
[بریتانیا]/əbˈdʒɛktərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که با چیزی مخالفت می‌کنند یا disagree دارند

عبارات و ترکیب‌ها

conscientious objectors

افراد معترض وجدان

religious objectors

افراد معترض مذهبی

political objectors

افراد معترض سیاسی

civil objectors

افراد معترض مدنی

draft objectors

افراد معترض خدمت وظیفه

objectors' rights

حقوق معترضان

objectors' claims

ادعاهای معترضان

objectors' voices

صدای معترضان

objectors' views

نظرات معترضان

objectors' stance

موضع معترضان

جملات نمونه

there were many objectors to the proposed law.

بسیاری از مخالفان طرح پیشنهادی وجود داشتند.

objectors raised concerns about the environmental impact.

مخالفان نگرانی‌هایی در مورد اثرات زیست محیطی ابراز کردند.

the committee listened to the objectors during the meeting.

کمیته در طول جلسه به صحبت‌های مخالفان گوش داد.

some objectors believe the project will harm local wildlife.

برخی از مخالفان معتقدند که این پروژه به حیات وحش محلی آسیب خواهد رساند.

objectors were encouraged to submit their feedback.

از مخالفان خواسته شد تا نظرات خود را ارائه دهند.

the objectors organized a protest against the development.

مخالفان دست به اعتراض علیه توسعه دادند.

many objectors expressed their views through social media.

بسیاری از مخالفان نظرات خود را از طریق رسانه‌های اجتماعی بیان کردند.

the government addressed the concerns of the objectors.

دولت به نگرانی‌های مخالفان رسیدگی کرد.

objectors often feel their voices are not heard.

اغلب اوقات مخالفان احساس می‌کنند که صدایشان شنیده نمی‌شود.

legal action was taken by the objectors to halt the project.

مخالفان برای متوقف کردن پروژه اقدام قانونی انجام دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید