critics

[ایالات متحده]/ˈkrɪtɪks/
[بریتانیا]/ˈkrɪtɪks/

ترجمه

n. افرادی که در مورد کیفیت چیزی، به ویژه در هنر یا ادبیات، قضاوت یا نظر می‌دهند.

عبارات و ترکیب‌ها

critics praised

منتقدان تحسین کردند

facing critics

در برابر منتقدان

please critics

لطفا منتقدان

critic's choice

انتخاب منتقد

critics say

منتقدان می گویند

ignoring critics

نادیده گرفتن منتقدان

critic's view

دیدگاه منتقد

critic's opinion

نظر منتقد

satisfying critics

رضایت منتقدان

angry critics

منتقدان عصبانی

جملات نمونه

the film received mixed reviews from critics.

فیلم از منتقدین بازخورد متفاوتی دریافت کرد.

critics praised the actor's nuanced performance.

منتقدین از بازی ظریف بازیگر تمجید کردند.

the novel faced harsh criticism from literary critics.

رمان با انتقادات شدید منتقدین ادبی روبرو شد.

critics often debate the director's artistic choices.

منتقدین اغلب در مورد انتخاب های هنری کارگردان بحث می کنند.

the restaurant earned rave reviews from food critics.

رستوران نظرات مثبت زیادی از منتقدین غذا دریافت کرد.

he dismissed the critics' opinions as irrelevant.

او نظرات منتقدین را غیر ضروری تلقی کرد.

the play drew scathing criticism from the press.

نمایش انتقادات تند را از رسانه ها به خود جذب کرد.

critics lauded the innovative use of special effects.

منتقدین از استفاده نوآورانه از جلوه های ویژه تمجید کردند.

the band ignored the critics' negative feedback.

گروه بازخورد منفی منتقدین را نادیده گرفت.

critics questioned the accuracy of the historical details.

منتقدین صحت جزئیات تاریخی را زیر سوال بردند.

the artist responded to the critics with a new exhibition.

هنرمند به منتقدین با یک نمایشگاه جدید پاسخ داد.

many critics consider it a masterpiece of modern art.

بسیاری از منتقدین آن را شاهکاری در هنر مدرن می دانند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید