obstetrical

[ایالات متحده]/ɒbˈstɛtrɪkəl/
[بریتانیا]/ɑbˈstɛtrɪkəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به زایمان و فرآیندهای مرتبط با آن; مربوط به زنان زایمان

عبارات و ترکیب‌ها

obstetrical care

مراقبت‌های زنان و زایمان

obstetrical history

سابقه زنان و زایمان

obstetrical complications

عوارض زنان و زایمان

obstetrical emergencies

وضعیت‌های اورژانسی زنان و زایمان

obstetrical procedures

روش‌های زنان و زایمان

obstetrical ultrasound

سونوگرافی زنان و زایمان

obstetrical examination

معاینه زنان و زایمان

obstetrical risks

خطرات زنان و زایمان

obstetrical unit

بخش زنان و زایمان

obstetrical team

تیم زنان و زایمان

جملات نمونه

obstetrical care is essential for pregnant women.

مراقبت‌های زنان باردار برای زنان باردار ضروری است.

the obstetrical team prepared for the delivery.

تیم زنان و زایمان برای زایمان آماده شدند.

she studied obstetrical medicine in medical school.

او در دوران تحصیل در رشته پزشکی، طب زنان و زایمان را مطالعه کرد.

obstetrical complications can arise during childbirth.

عوارض زنان و زایمان ممکن است در هنگام زایمان ایجاد شوند.

he specializes in obstetrical ultrasound imaging.

او در زمینه تصویربرداری سونوگرافی زنان و زایمان تخصص دارد.

obstetrical emergencies require immediate attention.

وضعیت‌های اضطراری زنان و زایمان نیاز به توجه فوری دارند.

the obstetrical guidelines were updated recently.

دستورالعمل‌های زنان و زایمان اخیراً به‌روز شده‌اند.

she is an expert in obstetrical nursing.

او یک متخصص پرستاری زنان و زایمان است.

obstetrical history is important for patient assessment.

سابقه زنان و زایمان برای ارزیابی بیمار مهم است.

they attended an obstetrical conference last week.

هفته گذشته در یک کنفرانس زنان و زایمان شرکت کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید