occassions

[ایالات متحده]/əˈkeɪʒənz/
[بریتانیا]/əˈkeɪʒənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع اوقات؛ موارد یا وقایع خاص.
v.第三人称单数形式的occasion;使某事发生。

جملات نمونه

she saves her best dress for special occasions.

او لباسش بهتر را برای موقعیت‌های ویژه نگه می‌دارد.

he only visits his parents on rare occasions.

او تنها در موقعیت‌های نادر به والدینش می‌رود.

the restaurant is perfect for romantic occasions.

این رستوران برای موقعیت‌های عاشقانه کامل است.

we celebrate all major occasions with a family dinner.

ما تمام موقعیت‌های مهم را با یک شام خانوادگی جشن می‌گیریم.

on such occasions, it's customary to bring a gift.

در چنین موقعیت‌هایی، آوردن هدیه رسمی است.

the hotel offers special packages for business occasions.

هتل پکیج‌های ویژه‌ای برای موقعیت‌های کسب و کار ارائه می‌دهد.

she has hosted many social occasions throughout her career.

او در مسیر کاری‌اش بسیاری از رویدادهای اجتماعی را میزبانی کرده است.

on those occasions, he always wore his traditional attire.

در آن موقعیت‌ها، او همیشه لباس سنتی خود را پوشید.

the museum hosts cultural occasions every month.

موزه هر ماه رویدادهای فرهنگی را میزبانی می‌کند.

children look forward to festive occasions throughout the year.

کودکان در طول سال به موقعیت‌های جشن‌گاهی نگاه می‌کشند.

on formal occasions, proper etiquette is expected.

در موقعیت‌های رسمی، رفتار مناسب انتظار می‌رود.

the company celebrates employee achievements on various occasions.

شرکت در موقعیت‌های مختلف دستاورد کارکنان را جشن می‌گیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید