an occidental country
یک کشور غربی
an Asian challenge to occidental dominance.
چالش آسیایی برای سلطه غرب
Mars occidental in Cancer not beheld of Saturn, Jupiter, Venus, or Sun, makes a good phlebotomist.
مریخ غربی در سرطان توسط زحل، مشتری، زهره یا خورشید دیده نشده است، یک فصد کننده خوب است.
On the occasion of an earlier operation, an occult occidental gave occasion to her attention.
در مناسبت یک عملیات قبلی، یک غرب غریب فرصتی برای توجه او فراهم کرد.
منبع: Pan PanOccidental plans to build 100 large-scale DAC facilities by 2035. Others are trying to mop up CO2 produced by power plants and industrial processes before it enters the atmosphere, an approach known as Carbon Capture and Storage, or CCS.
شرکت Occidental قصد دارد تا سال 2035، 100 تأسیسات DAC در مقیاس بزرگ بسازد. سایرین در تلاشند تا دیاکسید کربن تولید شده توسط نیروگاهها و فرآیندهای صنعتی را قبل از ورود به جو زمین جذب کنند، رویکردی که به عنوان جذب و ذخیره کربن (CCS) شناخته میشود.
منبع: Economist Businessلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید