occidental

[ایالات متحده]/ɒksɪ'dent(ə)l/
[بریتانیا]/ˌɑksə'dɛntl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غربی; مربوط به غرب یا وابسته به آن
adv. به شیوه غربی; به روشی که مختص غرب است

جملات نمونه

an occidental country

یک کشور غربی

an Asian challenge to occidental dominance.

چالش آسیایی برای سلطه غرب

Mars occidental in Cancer not beheld of Saturn, Jupiter, Venus, or Sun, makes a good phlebotomist.

مریخ غربی در سرطان توسط زحل، مشتری، زهره یا خورشید دیده نشده است، یک فصد کننده خوب است.

نمونه‌های واقعی

On the occasion of an earlier operation, an occult occidental gave occasion to her attention.

در مناسبت یک عملیات قبلی، یک غرب غریب فرصتی برای توجه او فراهم کرد.

منبع: Pan Pan

Occidental plans to build 100 large-scale DAC facilities by 2035. Others are trying to mop up CO2 produced by power plants and industrial processes before it enters the atmosphere, an approach known as Carbon Capture and Storage, or CCS.

شرکت Occidental قصد دارد تا سال 2035، 100 تأسیسات DAC در مقیاس بزرگ بسازد. سایرین در تلاشند تا دی‌اکسید کربن تولید شده توسط نیروگاه‌ها و فرآیندهای صنعتی را قبل از ورود به جو زمین جذب کنند، رویکردی که به عنوان جذب و ذخیره کربن (CCS) شناخته می‌شود.

منبع: Economist Business

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید